چگونه یک شخصیت دوست داشتنی داشته باشیم
گونه شخصیت خود را دوست داشتنی کنیم؟
اکثر ما دوست داریم دیگران دوستمان داشته باشند انگار زندگی بهتر می شود اینکه دیگران دوستمان داشته باشند یا نه کاملا به خود ما بستگی دارد به اینکه چگونه رفتار می کنیم و چگونه با دیگران کنار می آییم خیلی وقتها آنطور که باید با مردم برخورد صحیح نداریم ما می گوییم می خواهیم دیگران ما را همین طور که هستیم دوستمان داشته باشند.
این بدان معناست که ما کارهای را که باید انجام بدهیم نمی دهیم و قصد تغییر دادن راه و روش خود را نیز نداریم خیلی راحت می گوییم چرا نمی توانند من را همین طور که هستم بپذیرند و دوست داشته باشند؟
واقعیت این است که برای انکه دوستمان بدارند باید دوست داشتنی باشیم.
دوست داشتنی شدن کار زیاد سختی نیست برای شروع بهتر است وقتی با دیگران روبه رو می شوید لبخند بزنید و با روی باز با آنها صحبت کنید رفتاری دوستانه و صمیمی داشته باشید از مشکلات آنها با خبر شوید و سعی کنید درکشان نمایید و به احساساتشان توجه کنید.
وقتی با دیگران رو به رو می شوید بلافاصله سلام کنید منتظر نمانید آنها سلام کنند آنها را به اسم کوچک صدا بزنید نشان دهید که از دیدنشان خوشحال هستید.
طوری رفتار کنید که انگار از زندگی حسابی لذت می برید همیشه به خوبی ها فکر کنید حتی اگر زیاد هم مایل نیستید خود را مثبت نشان دهید هرگز شکایت نکنید و غر نزنید.
جذاب باشید:
جذابیت چیزی سوای زیبای است. شخصی می تواند زیبا اشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می تواند جذاب باشد ولی زیبا نباشد طرز سلوک آدمی انتخاب لباسها , حالت های روانی و ….در این امر, موثر است.
اگر می خواهید فردی موفق و نافذ در قلب ها باشید و از موفقیت لذت ببرید نخست باید با خودتان ارتباط صحیح برقرار کنید. زیرا معنی و مفهوم رویداد های زندگی را خودتان تایین می کنید.
تمیز و مرتب باشید
وقتی تمیز و مرتب باشید این هماهنگی شما را جذاب می کند. آن چه مهم است تمیز و مرتب بودن در عین سادگی است.
افرادی که به آراستگی خود توجه ندارند از جذابیت و نفوذ خود بر دیگران می کاهند.بیشتر افراد برای آن که جذاب باشند شلوغ می کنند و مدام حرف می زنند و این بزرگترین اشتباه برای جذاب بودن است. دوستی حرف زیبایی می زد و می گفت:نگفتن صلاح است, کم گفتن طلا است , پر گفتن بلا است
تاثیر سکوت
سکوت تاثیر روانی فوق العاده ای دارد و شما را با شخصیت تر و عاقل تر و قابل اعتماد تر معرفی می کند که برای ایجاد صمیمیت و تداوم آن زمینه مساعدی است.ولی سکوت نباید ناشی از خجالت و عدم اعتماد به نفس باشد.
در این صورت از جذابیت می کاهد. وقتی نرم و با لطافت و متانت صحبت کنید نخستین گام برای جذاب بودن را برداشته اید. داد و فریاد را نیندازید. ادم های عصبی و خشن برای صمیمیت, نا مناسب هستند و هرگز جذاب نخواهد بود.
مودب باشید
افراد بی ادب که ظاهری آراسته دارند هرگز مورد علاقه دیگران نخواهند بود.اگر صبح ناراحت و کسل از خواب بیدار شده اید به جای آرامی بروید و به آهستگی با خود تکرار کنید: من خوشحالم, می می خواهم شاد و جذاب باشم.
یا در هنگام برخاستن از خواب به راز و نیاز با پروردگارتان بپردازید و در ادامه بگویید : امروز سلامتی , موفقیت شادی زیبایی جذابیت و صمیمیت به من تعلق دارد و آن گاه در طلب این خواسته ها گام بردارید.همیشه تبسم کنید ولی شوخی زیادی از جذابیت می کاهد. در تبسم , سنگینی و متانت است و جذابیت ولی در خنده و شوخی بی مورد سبکی و کاهش جذابیت.
قاطع باشید
قاطع باشید و هدفهای تان را مشخص کنید افراد مصمم و پر تلاش, چون همیشه دارای برنامه ریزی منظمی هستند, دارای جذابیت زیادی می باشند.آن ها با اعتماد به نفس به اینجاد روابط صمیمانه خود ادامه می دهند.هدیه دادن فوران و انفجار صمیمیت است.
به ویژه اگر طرف مقابل انتظار این هدیه را نداشته باشد و هرگز اهمیتی ندارد که هدیه چه نوع یا جنسی باشد. مهم اهمیت دادن به طرف مقابل است.مواظب صحبت ها و افکارتان باشید زیرا ذهن نیمه هوشیارتان هر اعتقادی را که به زبان بیاورید, در خود حفظ می کند و آن را می پذیرد با صحبت های شیرین و دلچسب روحیه خود را تقویت و شاد کنید و از واژه های نمی توانم و نمی شود و ….. هرگز استفاده نکنید و به این فکر باشید که می خواهید روز خوبی را در کنار خانواده و دوستان با شادی بگذرانید
چگونه می توان روی دیگران - به خصوص جوانان - تأثیرگذار بود؟
تأثیرپذیری یا تأثیرگذاری و حدود و کیفیت آن، بستگی به توانایی ها و قابلیت های انسان در ابعاد مختلف دارد. مهم ترین اموری که در اثرگذاری دخالت دارند، ویژگی های معنوی و روحی - از قبیل اراده استوار، اخلاق نیکو، حسن معاشرت - و آگاهی ها و توان های علمی بالاست. اثرپذیری مثبت نیز به میزان انعطاف پذیری و حقیقت طلبی شخص، ارتباط دارد. تأثیرپذیری های منفی، برخاسته از ضعف آگاهی و اراده است. بنابراین، هر اندازه در تقویت اراده خود و گسترش صفات نیک و خلق و خوی پسندیده و افزون سازی آگاهی ها و دانش های خویش، به ویژه در زمینه مسائل دینی، فرهنگی و اجتماعی، تلاش کنید، به تدریج توان تأثیرگذاری بیشتری خواهید داشت.
با رعایت اصول و نکات زیر، می توانید میزان تأثیرگذاری خود را افزایش دهید:
1. صمیمیت و ابراز آن
صمیمانه دیگران را دوست داشته باشید و محبت قلبی خود را به آنان اظهار دارید. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرموده است: «هرگاه یکی از شما به برادر (دینی )خود علاقه مند شد، محبت خود را به او ابراز کند. این کار، افراد را بیشتر به هم پیوند می دهد».1 علاقه قلبی و ابراز آن، مهم ترین راه ارتباط مفید و موءثر است.
2. برخورد با نشاط
اولین روش موءثر ارتباطی، به منظور جلب نظر دیگران و تأثیرگذاری بر آنها، داشتن برخورد شاد و با نشاط است. لحظه اول ملاقات، از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به نحوی که موفقیت یا شکست در ایجاد ارتباط موءثر، به آن بستگی دارد. سلام و احوال پرسی کردن، تبسم بر لب داشتن، احترام به طرف مقابل و پذیرش وی، راه نفوذ در قلب اوست. در فرهنگ اسلامی نیز نسبت به اموری از قبیل سلام کردن، مصافحه، تبسم، احترام، ابراز محبت و علاقه قلبی به دیگران، سفارش زیادی شده است.
3. آغاز مثبت
یک یا چند نکته مثبت و ارزشمند را در طرف مقابل شناسایی و برجسته سازید و با تحسین صادقانه به جهت وجود آن امور مثبت، ارتباط خود را با وی محکم سازید و هیچ گاه رابطه خود را با نکته ای منفی آغاز نکنید.
4. عدم سرزنش مستقیم
در صورتی که اشتباه و لغزشی در طرف مقابل مشاهده کردید، به طور مستقیم از او گلایه نکنید و وی را مورد انتقاد مستقیم و سرزنش قرار ندهید. وقتی تذکر اخلاقی با کنایه و اشاره گفته شود، زودتر اثر می بخشد تا این که با صراحت از گناه یا اشتباه انتقاد شود. چه بسا برخورد مستقیم و بی پرده با گناه و لغزش در مراحل اولیه، سبب گستاخی و جرأت بیشتر وی شود و زشتی کار در نظر او رنگ باخته، به توجیه آن بپردازد و یا به شکل دیگری مقاومت کند. بنابراین، باید مانند یک دوست دل سوز یا مشاوری دانا، با خطاکار برخورد کنید.
امیرموءمنان، علی علیه السلام می فرماید: «موقعی که جوان نورسی را به سبب گناهانش نکوهش می کنی، مراقب باش که قسمتی از لغزش هایش را نادیده انگاری و از تمام جهات، مورد اعتراض و توبیخش قرار ندهی تا جوان به عکس العمل وارد نشود و نخواهد از راه عناد و لج بازی، بر شما پیروز گردد».2
5. خودگشایی
قبل از انتقاد از دیگران، می توانید به برخی از اشتباهات، شکست ها و ناکامی های خود در زندگی و چگونگی اصلاح و بهبود آنها اشاره کنید.
اعتراف به خطاهای خویش، باعث نزدیکی به شخص می شود و راه صمیمیت را هموار می کند. در این جا اطلاعاتی در زمینه های مختلف و برخی مشکلات و پیشینه خود ارائه کنید تا زمینه مراوده و ارتباط فراهم شود.
خودگشایی، اضطراب را کاهش می دهد؛ چون آنان اطمینان می یابند که در دچار شدن به ترس ها، تردیدها، مشکلات، سختی ها و ناکامی های خود تنها نیستند.
در استفاده از این روش، نباید افراط کرد؛ زیرا موجب می شود توجه شخص بیش از حد به شخص شما معطوف شود و از طرف دیگر، این مسئله نباید موجب افشای اسرار و رازهای پنهان آدمی شود.
6. شنونده خوب بودن
بکوشید شنونده خوبی باشید و زمینه ای فراهم آورید که دیگران درباره خود، برای شما حرف بزنند. اگر کسی احساس کند شنونده خوبی برای سخنان خود یافته است، به راحتی می تواند افکار و احساسات خود را به او منتقل کند و به ایجاد ارتباط با او اقدام کند. در این مرحله، شنونده می تواند به تأثیرگذار خوبی تبدیل شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، شنونده بسیار خوبی بود. همین خلق نیکوی آن حضرت، یکی از مهم ترین عوامل محبوبیت او در بین مردم بود و موجب شد که آن حضرت بتواند تأثیرات عمیقی در جامعه به جای گذارد.
7. ابراز احساسات
یکی دیگر از عوامل موءثر در برقراری ارتباط موءثر، تشخیص دقیق احساسات طرف مقابل و برجسته کردن آنها است. با بازگردانی احساسات به گوینده، به او القا می کنیم که سخنانش را فهمیده، برای او ارزش و احترام قائلیم.
شنونده خوب، آن است که با ابراز احساسات مثبت، به عنوان عکس العمل، تأثیرگذاری خود را افزایش دهد. ابراز احساساتی نظیر حرکت سر، به نشانه تأیید گفتار طرف مقابل، باز کردن چشم ها و کشیدگی صورت به موقع شگفت زدگی، تحسین زبانی و استفاده از بعضی تکیه کلام ها چون آفرین، چه جالب و... از عوامل مؤثر در این زمینه است.
به عبارت دیگر، به پیام های کلامی و غیرکلامی مخاطبان، پاسخ و واکنشی صادقانه، عینی، دل سوزانه داشته باشید و با آنان همدل باشید تا آنان دریابند شما به آن چه آنها می گویند، گوش می دهید و صحبت های آنان را دنبال می کنید.
8. ارج گذاری؛ به دیگران اعتبار بدهید؛ شخصیتشان را ارج بنهید و کاری کنید که احساس اهمیت و شخصیت کنند.
9. پذیرش مثبت بدون شرط
کاری کنید که طرف مقابل احساس کند او را به دلیل ارزش ذاتی اش پذیرفته اید و به او اهمیت می دهید و به عنوان یک انسان، مورد احترام صادقانه و خالصانه شما قرار گرفته است و بدون توجه به نکات ضعف و عیوبی که دارد، مورد پذیرش شماست. این توجه و پذیرش مثبت، به طرف مقابل، احساس ارزشمندی می بخشد و تأثیرپذیری اش را نسبت به شما افزایش می دهد. بنابراین، باید طرف مقابل را بدون قید و شرط و صرفاً به خاطر ارزش ذاتی و ماهیت انسانی اش پذیرفت و به او احترام صادقانه گذاشت.
10. انگیزش
نسبت به کار مثبتی که می خواهید انجام دهید، میل شدیدی در طرف مقابل ایجاد کنید و فضای روانی لازم، برای انجام دادن آن را فراهم سازید. کوچک ترین پیشرفت را در طرف مقابل، تحسین نموده، با تشویق او کاری کنید که احساس کند حرکت به سمت مطلوب و جبران اشتباهات ساده است و به خوبی می تواند مشکلات را حل و کاستی ها را جبران کند.
11. رفتار مطلوب
رفتارهای خوبی را که از دیگران نسبت به خود انتظار دارید، نسبت به او انجام دهید و به عبارت دیگر آن چه را برای خود می پسندید، برای وی نیز بپسندید و او را به سوی آن رهنمون شوید.
12. تحمیل گریزی
نقطه نظرات و دیدگاه های خویش را بر دیگران تحمیل نکنید. مردم سخن چنین، کسی را نمی پذیرند و با فردی که همچون یک سرپرست با ایشان رفتار کند، دوستی نمی ورزند و به او اعتماد نمی کنند. در این زمینه، برای آگاهی بیشتر به کتاب های زیر مراجعه کنید:
1. آئین دوست یابی، دیل کارنگی.
2. دوستی و دوستان، سید هادی مدرسی.
3. دوستی در قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ترجمه سید حسن اسلامی.
بنابراین، به جای این که به دیگران دستور دهید، خواست خود را به شکل سوءال مطرح کنید؛ زیرا معمولاً افراد دوست ندارند به آنان دستور داده شود.
13. هدیه دادن
گاهی لازم است به شخص هدیه بدهید. گفته شده است: «الانسان عبید الاحسان». تأثیرپذیری دیگران، در پرتو نیکی و احسان، چندین برابر است. بنابراین، دیگران را برای کاری که می خواهید انجام دهند، خشنود کنید. در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله چنین آمده است: «به یکدیگر هدیه بدهید؛ زیرا هدیه، دوستی را دو برابر می کند و کینه های درون سینه ها را می زداید».3
در پرتو محبت به وجود آمده، می توان به جلب اعتماد طرف مقابل پرداخت و تأثیرگذاری خود را افزایش داد.
14. گفتار زیبا
سخن نیکو را به نوعی سحر تشبیه کرده اند که در جان و اعماق وجود افراد تأثیرگذار است. بنابراین، در استفاده از کلمات و جملات، برای ایجاد ارتباط و تأثیرگذاری، باید به اندازه کافی دقت و بهترین کلام در کوتاه ترین و زیباترین جملات و الفاظ بیان شود.
15. تبلیغ عملی
آن چه نقش اساسی تری در مسئله تأثیرگذاری دارد، عملکرد و رفتار فرد تأثیرگذار است. امام صادق علیه السلام فرموده است: «به وسیله ای غیر از زبان خود، مردم را به کارهای خیر و صحیح دعوت کنید».4
رفتار و منش شخصی و اعمال افراد، بیش از هر چیزی در ذهن دیگری ماندگار است؛ بنابراین، برای راهنمایی، ارشاد و تأثیرگذاری بر جوانان، کمتر حرف بزنید و بیشتر عمل کنید.
16. جوان شناسی
از ویژگی های دوره جوانی، شناخت کافی پیدا کرده، متناسب با روحیات و خصوصیات این دوره، به ایجاد ارتباط و تأثیرگذاری اقدام کنید. بنابراین، گسترش آگاهی از سیر رشد و تحول و ویژگی های مختلف زیستی، اجتماعی و روانی و نیز نیازهای این دوره، شرط اساسی کسب مهارت، برای ایجاد ارتباط موءثر با جوانان است.
17. توجه به تفاوت ها
نسبت به تفاوت های فردی موجود در بین افراد، هشیار باشید و هیچ گاه دو نفر را با همدیگر مقایسه نکنید. به جهت وجود نقطه مثبتی در دیگری، فرد مورد نظر خود را به دلیل نداشتن آن نقطه قوت، مورد سرزنش و توبیخ قرار ندهید.
18. همگامی
استفاده از روش همگام شدن، یکی از دیرپاترین شیوه های ایجاد ارتباط موءثر است. برای همگام شدن با جوان، باید خود را در وضع و موقعیت او قرار داد و به عبارت دیگر، سعی کنید دنیا را از منظر او بنگرید؛ برای مثال، یک جوان دوست دارد با روی آوردن به اجتماع، حس استقلال طلبی خود را ارضا نماید. دنیای ذهنی او آکنده از مضمون هایی است که ناشی از نیازهایش می باشند؛ حال اگر بدون توجه به دنیای جوان و صرفاً با در نظر گرفتن برخی از نیازها و تکالیف، با او ارتباط برقرار کنیم، به احتمال قوی نتیجه مناسب و مثبتی نخواهیم گرفت.
19. جلب همکاری
از طرف مقابل، به ویژه اگر جوان است، در ارتباط با کارهای مربوط به خودش اظهارنظر بخواهید و به عبارت دیگر، بکوشید ذهن و اندیشه مخاطب را در جهت مطلوب، فعال ساخته و کاری کنید که خود او با خردورزی کافی، راه صحیح را بیابد.
20. همدلی
در حالت های نگرانی، ناراحتی و اضطراب، همدلی کرده، به تدریج، جویای علت اضطراب مخاطب باشید.
همدلی عبارت است از توانایی درک تجربه های درونی دیگران و سهیم شدن در آنها؛ از این طریق، می توان خود را به جای مخاطب قرار داد و به دنیای درونی و تجربه های شخصی او راه پیدا کرد. بدین وسیله، می توان تجربه های هیجانی مختلف، نگرانی ها، اضطراب ها، غم ها و مشکلات وی را درک کرد. طرف مقابل نیز احساس های خود را به طور کلامی بیان خواهد کرد و ارتباط بیشتر و بهتر ایجاد خواهد شد. در چنین وضعیتی است که می توانید به بررسی هر چه بیشتر گفته های او بپردازید و به تدریج، علت تجربه های تلخ و مشکلاتش را جویا شوید و به حل آنها بپردازید. خداوند، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را چنین توصیف می کند: «رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به موءمنان رئوف و مهربان است».5
عبارت «از خود شما»، اشاره به شدت ارتباط آن حضرت با مردم است؛ گویی پاره ای از جان مردم و از روح جامعه، به شکل پیامبر صلی الله علیه وآله ظاهر شده است و هرگونه ناراحتی و زیان و ضرری که به مردم برسد، برای او سخت ناراحت کننده است. او نسبت به مردم بی تفاوت نیست و از رنج های آنان رنج می برد. این، صفت باطنی پیامبر صلی الله علیه وآله بود که توانست در دل و قلب مردم جای گیرد و تأثیرگذاری اش را چندین برابر کند.
21. انعطاف پذیری
در عین جدی بودن و جدی رفتار کردن، باید همواره انعطاف پذیری مناسب را حفظ کنید. نباید انتظار داشت تغییر و اصلاح در اندیشه و رفتار طرف مقابل، ناگهانی، بلافاصله و یک مرتبه انجام گیرد؛ زیرا این مسئله، نیازمند زمان و تدریج است. بنابراین، باید به طرف مقابل، زمان و فرصت کافی داد تا به تدریج و تحت تأثیر سخن شما تغییر و تحول لازم را در خود ایجاد کند. خداوند متعال نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را به خاطر داشتن چنین ویژگی می ستاید و این ویژگی را یکی از علل موفقیت آن حضرت معرفی می کند؛ «به واسطه رحمت خدا، با مردم، خوش خوی و مهربان شدی و اگر تندخوی و سخت دل بودی، مردم از گرد تو پراکنده می شدند...».6 بنابراین، اگر کسی بخواهد پیامبرگونه تأثیرگذاری مثبت داشته باشد، باید از انعطاف و بردباری کافی در برابر ناآگاهی ها، نقص ها و ضعف های دیگران برخوردار باشد.
÷رمز تاثیر گذاری بر دیگران
بیشتر اوقات زندگی روزمره ما به مراوده و گفتگو تعامل با دیگران می گذرد. در منزل، محل کار، خیابان، تاکسی، مغازه، کلاس درس و... . در این میان همیشه عده ای انگشت شمار از افراد در میان دیگران برتر بوده و نامشان زبانزد دیگران است. همچنین همیشه باعث جذب سایرین شده و در کل افرادی پرنفوذ و تاثیرگذار هستند. اینگونه افراد هیچ فرقی با دیگران ندارند؛ مثلا ستاره اقبالشان بلند باشد و یا مهره مار داشته باشند بلکه به صورت دانسته و یا ناخودآگاه یک سری قوانین را همیشه رعایت می نمایند که همین قوانین عامل برتری و جلب دیگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نیز می توانیم اینطور باشیم. در اینجا به بعضی از این عوامل اشاره ای مختصر می کنیم:
کمتر حرف بزنیم
این بدان معنا نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هر جا نیاز به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم. متاسفانه بعضی افراد اینطور برداشت می نمایند که کم گویی یعنی هیچ گویی و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع می گردد.
یک لبخند کوچک باعث جذب می شود. هر انسان دارای یک کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می شود چه بخواهیم و چه نخواهیم قبل از شروع صحبت حداقل 30 ثانیه فکر کنیم
فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیده گویی شده و از هر گونه لاف زدن و همچنین بیهوده گویی و صحبت عجولانه جلوگیری می کند. حتماً دیده اید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا سوالی مدت زمانی کوتاه آن را حلاجی نموده سپس بیان می نمایند و اکثر اوقات جواب آنها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست. اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان می آید را بیان می نمایند، بدون اینکه حتی لحظه ای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای بلند فکر می کنند و اکثر اوقات حرف هایی می زنند که باعث پیشمانی شان می گردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.
با صدای بلند نخندیم
خنده با صدای بلند شخصیت انسان را زیر سؤال می برد. هیچ انسان گرانمایه ای را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صدی بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و باتوجه به اینکه دیگران نمی دانند مطلب شما چقدر خنده دار است، باعث سوء برداشت آنها می شود.
لبخند بزنیم
یک لبخند کوچک باعث جذب می شود. هر انسان دارای یک کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق کودک درون دقیقاً مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت نشان می دهد. پس همانطور که یک کودک جذب یک لبخند می شود، ما نیز جدب چهره های بشاش و خنده روی می شویم. همچنین لبخند باعث زیبا شدن چهره می شود.
در امور دیگران دخالت نکنیم
برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت می کرده اید که دقیقاً پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده و گفته «چی شده»؟حتماً برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت با ما نیز در میان گذاشته می شد. دخالت در امور دیگران باعث دفع آنها شده و نوعی دور شدن را ایجاد می نماید. زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی صحبت در حضور وی خوددای می کنند.
بسیار بسیار کم شوخی کنیم شوخی هر قدر هم کوچک می تواند باعث رنجش شود، مگر اینکه این شوخی با فکر قبلی و بررسی بیان شده و یا انجام شود. مثلاً شوخی هایی که با شخصیت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصیت می شود. شوخی اگر در حد یک لبخند کوچک و ملیح باشد، بسیار شیرین است و نه بیشتر.
به ظاهر خود برسیم
یکی از عواملی که باعث تأثیرگذاری در بین سایرین می شود، خوش لباسی، خوشبویی و خوش صورتی است. مطمئناً هیچ کس دوست ندارد با شخصی که دهان او بوی بد می دهد و یا لباسش پاره است دمخور شود.
آنچه هستیم باشیم
از بیان حرف های بیخودی و دروغ و بزرگ کردن خود بپرهیزیم. آنچه که هستیم باشیم به این معنا که خود را بزرگ تر از آنچه هستیم جلوه ندهیم و سعی نکنیم خود را به زور در دل مردم جای دهیم.
15 روش براي تاثير گذاري روی ديگران
بایدبگویم آنقدرها هم که فکـر مـی کنـیـد سخت نیسـت.افـراد زیـــادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیرو امـوراتـشان را مــی گذرانند. مـتـدهـایـشـان بــسیــار سرراست است.
وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید.
زمینه سازی کنید و برنامه بچینید
قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابلتان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:
1- می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.
2- بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست.
بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.
راه های متقاعد کردن دیگران
1- اعتماد آنها را جلب کنید
مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها میشود. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.
2- نقطه ی مشترک پیدا کنید
افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدردی نشان دهید.
3- خوب ساختار بندی کنید
هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله باید ساختاری روشن داشته باشد. منظور از ساختار مناسب، تکرارها و جا گذاری ها است. وقتی دلایل اینکه چرا مردم باید به شما گوش بدهند را لیست کنید، مهمترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگانتان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.
4- هر دو جنبه را به آنها نشان دهید
هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. حقه ای که اینجا باید بزنید این است که روی جنبه های مثبت را بیشتر تاکید کنید. توضیح دهید که چطور جنبه های بد نظراتتان آنقدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آنها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.
5- منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید
وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر گیرِ آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چطور می توانید آنها را راضی کنید.
6- به نفس آنها بپردازید
به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران--اگر درست انجام شده باشد. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت.
7- از مراجع استفاده کنید
همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.
8- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید
اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.
9- زمانبندی خوبی داشته باشید
برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.
10- منحصر به فرد باشید
این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نشان دهید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن اینکه اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مسئله دارید انجام دهید.
11- بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید
ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید.
12- جالب و دلچسب باشید
وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید.
13- معقول باشید
مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانیتان باید قالبی معقول داشته باشد.
14- سیاست به خرج دهید
با شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.
15- فروتن باشید
کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آنها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.
پس انداز کنید...
یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هرچه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب تصمیم گیریهای افراد تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد کنید.
12 روش حیرت انگیز برای جذب کردن دیگران
نویسنده
فکرش را بکنید که نیرو و انرژی ای داشتید که می توانستید هر کسی را که می خواستید متقاعد به انجام کارهای دلخواهتان می کردید . غیرممکن به نظر می آید ؟ باید بگویم آنقدر ها هم که فکر می کنید سخت نیست برای انجام این کار راههای زیادی وجود دارد که بتوانید به وسیلۀ آنها افراد را وادار به کاری کنید .
آیا تا به حال دربارۀ این راهها فکرکرده اید ؟ در این مقاله می خواهیم راههایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده ازآنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید .
1- مهربان و صمیمی باشید : برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید .
2- علاقۀ صمیمانه به مردم نشان دهید : اگردلمان می خواهد دوست پیدا کنیم باید با اشتیاق وشور به مردم خوش آمد بگوئیم .
3- نام افراد را حفظ کنید :
آدمها به قدری از نام خود احساس غرور می کنند که دلشان می خواهد به هر قیمتی که شده است اسم خود را بعد از خود باقی بگذارند . یادمان نرود که در نام افراد معجزه ای نهفته است و همۀ افراد دقیقاً و کاملاً نسبت به این امرحساس هستند .
4- از چیزهایی صحبت بکنید که دیگران دوست دارند : صحبت خود را با دیگران با بحث دربارۀ چیزهایی که در مورد آنها اختلاف نظر دارید شروع نکنید .
5- سؤالاتی بپرسید که آدمها دوست دارند جوابش را بدهند .
افراد را تشویقشان کنید که دربارۀ خودشان و کارهایشان برایتان حرف بزنند .
6- مردم را سرزنش نکنید : یادتان باشد احتمال دارد دیگران به کلی اشتباه کنند ولی خودشان این طور فکر نمی کنند .
7- گـفته های دیگران را رد نکـنید : از اعـتراض کردن و جر و بحـثهـای بی مورد که به هر رابـطه ای پایان می دهد پرهیز کنید .
8- به صحبتهای دیگران به دقت گوش کنید : اگر می خواهید خودتان را در دل دیگران جا کنید با علاقه و با تمام وجود به صحبتهایشان گوش دهید و مرتباً سرتان را تکان دهید و بپرسید : « خوب بعداً چی شد ؟ » خواهید دید که گل ازگلشان شکفته می شود .
9- به وضعیت ظاهری خودتان توجه کنید : اولین خاطره ای که درذهن دیگران باقی می گذارید مربوط به آراسته و تمیز بودن خودتان می باشد .
10- وقت خودتان را با دیگران تقسیم کنید اگر کارهای خود را زمان بندی کنید می توانید زمانی را برای افرادی که دوست دارید صرف نمایید . شوخ طبع باشید : شوخ طبعی باعث می شود دیگران از گوش سپردن به شما لذّت بیشتری ببرند .
11- از دیگران ازصمیم دل قدر دانی کنید : در ازای محبت و خوبی دیگران باید تشکر و قدردانی کرد چون اگر کسی تشکر نکند یعنی محبت دیگران را درک نمی کند .
12- همیشه کاری کنید که دیگران احساس کنند آدمهای مهمی هستند : همه دوست دارند دیگران ازآنها تعریف کنند اگر چنین کاری را کنید می توانید آدمها را در کف دست خود بگیرید .
جان دیوئی می گوید: عمیقمترین اشتیاق درطبیعت بشر آرزوی مهم بودن است
1) حقیقت را بگویید: منظور این نیست که فقط دروغ نگویید. گفتن حقیقت حد مشخصی دارد، که با در نظر گرفتن آن هم خودتان احساس آزادی و راحتی خواهید کرد و هم دیگران به سمت تان جلب می شوند. باید سعی کنید حقیقت را از موضع عشق بگویید، نه از موضع قدرت یا ترس...
2 ) خودتان باشید: منطقی باشید و خودتان را به همان صورت که هستید قبول کنید. اگر ما این چیزی هستیم که اکنون هستیم، فقط بخاطر انتخاب هایی بوده که در زندگی مان کرده ایم. قبول کردن این مسئله این قدرت را به ما می دهد تا بتوانیم باز انتخاب کنیم. اگر خود را آنطور که واقعا هستید به دیگران نشان دهید، ممکن است نتوانید بعضی ها را به سمت خود جذب کنید، اما مطمئن باشید که آنها را هم تحت تاثیر قرار می دهید.
3 ) در زمان حال زندگی کنید: اگر در زمان حال زندگی کنید، می توانید با جریان روز همراه باشید. مراقب آنچه در اطرافتان و به شما می گذرد، باشید. در زمان حال است که می توانید کسی یا چیزی را به خود جذب کنید، نه در گذشته یا آینده.
4 ) نگذارید با کمبود انرژی مواجه شوید: اگر امکانات برایتان فراهم باشد، همه کار می توانید انجام دهید. اما باید اول با گسترده کردن مرزهای خود، بالا بردن استانداردها و حل مسائل و مشکلات مربوط به گذشته موانع را از سر راهتان بردارید. تا آماده نباشید، قدرت جذب کردن به سراغتان نمی آید، پس خود را آماده کنید.
5 ) بر پیروزی فائق شوید: اکثر ما عقیده داریم که اگر ما پیروز شویم، دنیا به ما باخته است و اگر دنیا پیروز شود، ما باخته ایم. این درست نیست. سعی کنید از جنبه ای به مسائل نگاه کنید که همه امکان پیروز و موفق شدن را داشته باشند.
6 ) بخشیدن، گرفتن است: کاملا صحیح است، لذت در بخشیدن است! همه ما چیزی برای بخشیدن و اهدا» کردن داریم. پس شما هم ببخشید. اما اگر فکر می کنید چیز زیادی برای عرضه به دیگران ندارید، سعی کنید مهارت های جدید یاد بگیرید. وقتی بتوانید کمی از خودتان و هدایایتان را به دیگران اهدا» کنید، جذاب تر می شوید.
7 ) خودخواه باشید: بسیار از خود مراقبت کنید و تلاش کنید تا نیازهایتان را برآورده کنید. معمولاژ وقتی به چیزی نیاز دارید، از شما فراری می شود. اما شما دست از تلاش برندارید. تا می توانید پول، عشق، شانس، دوست و... برای خود ذخیره کنید. با اینکار مثل آهن ربایی خواهید توانست آنچه نیاز دارید را به سمت خود جذب کنید.
8 ) هوشیاری خود را بالا ببرید: جذابیت پدیده ای بسیار دقیق و ظریف است. تا زمانیکه نتوانسته اید هوشیاری تان را در مورد خودتان، اطرافیان تان و طرز تفکرتان بالا ببرید، قادر نخواهد بود آن را بدست آورید.
9 ) مسئولیت پذیر باشید: ما آن چیزی را به سمت خود جذب می کنیم، که آمادگی اش را داشته باشیم. با تلاش و کوشش، خود را برای بهترین ها آماده کنید÷. مسئولیت جذاب کردن خودتان بدون تلاش میسر نیست، اما مطئن باشید که نتیجه خوبی عایدتان خواهد شد.
10 ) از انجام دادن، به بودن تغییر کنید: با دقت به آنچه انجامش می دهید، ببینید به چه کسی تبدیل می شوید. از چه رو اینکار را انجام می دهید، عشق یا ترس؟ چطور می توانید این را بفهمید؟ از نتیجه کار.
- حال، سوال اینست: برای لذت بردن از یک زندگی راحت، ساده، آرام، با برکت، غنی و پرموفقیت، چه کار می کنید؟ آیا برای بدست آوردن زندگی دلخواه خود حاضرید به هر کاری تن دهید؟ حتی اگر اینکارها با آنچه اکنون می کنید کاملا مغایر باشد؟
الگوهای چهارگانه ارتباط با دیگران
طبق نظر روانشناسان مهارتهای ارتباطی مجموعه ای از رفتارهاست که کیفیت ارتباط بین اشخاص را در بر می گیرد . به نظر آنها هر شخصی برای بر قراری ارتباط با دیگران سبک و روش خاصی برای خویش دارد . اما به طور کلی این روشها را می توان درچهار الگوی اصلی( چهار سبک رفتاری )خلاصه نمود. این الگوها عبارتنداز:
₪ سلطه پذیری
₪ سلطه گری
₪ پرخاشگری
₪ قاطعیت
برای اینکه بدانیم از میان این الگوها ، کدامیک بهترین الگو برای برقراری ارتباط سالم با دیگران است به طور مختصر به توضیح هر یک اشاره ای می کنیم :
سلطه پذیری:
ویژگی افراد این الگو بر قراری ارتباط صادقانه ، غیر صریح ( غیر مستقیم و مبهم ) توام با احترام به فرد مقابل است . افراد سلطه پذیر، دل مشغولی پرهیز از برخورد با دیگران را دارند . حتی اگر این کار به قیمت ضایع شدن حق خودشان تمام شود . آنها معمولا حق را به دیگران می دهند و برای خود ارزش و احترامی قائل نیستند چنین افرادی در مقابل انتقاد بسیار مضطرب می شوند و معمولا بر خلاف میل خود عمل می کنند این افراد اغلب سعی می کنند از تعارض فرار کنند و به هنگام مشکل به جای حل مسئله، سعی در پاک کردن صورت مسئله دارند . معمولا هنگام صحبت کردن سعی می کنند در چشم دیگران نگاه نکنند و در جلسات و مهمانی ها باشند. این افراد ، اغلب در ایجاد ارتباط ناموفق هستند و استعداد بیماری افسردگی را دارا می باشند روانشناسان این گونه افراد را با صفت « من مدار» توصیف میکنند.
سلطه گری:
برقراری ارتباط صادقانه ، غیر صریح ( مهم و غیر مستقیم ) و توام با احترام ظاهری ویژگی افراد این الگو می باشد . فرد سلطه گر خود ودیگران را به عنوان شیء و نه انسان، مورد بهره کشی قرار می دهد وسعی می کند افراد را در جهت خود فریب دهد ومهار کند . بر همین اساس افراد سلطه گر سعی در مهار و بهره کشی از دیگران و حتی خود دارند . چون این اعمال منجربه احساس ایمنی در آنها می شود . زندگی فرد سلطه گر دریای متلاطمی است که در آن با نیرنگ به بقای خود ادامه می دهد و خود و دیگران را در جهت اهداف قلبی و به صورت پنهانی مهار و هدایت می کند .این افراد هر چند ممکن است در کوتاه مدت موفقیتهایی در روابط بدست بیاورند ، اما در دراز مدت ، شکست خواهند خورد. این گونه افراد مستعد افسردگی ، اختلال ، اضطراب وخشم در روابط هستند و روانشناسان به آن ها صفت « تو مدار » اطلاقی می کنند .
پرخاشگری:
برقراری ارتباط صادقانه ، نیمه صریح ( مستقیم و مبهم ) و بدون احترام متقابل است . افراد پرخاشگر ، همواره در رقابت با دیگران هستند آنها همیشه فکر می کنند که حق با آنها ست و این دیگران هستند که مشکل درست می کنند و مسئله ساز هستند . خیلی زود خشمگین هستند و همواره دیگران را مسول عصبانیت خود می دانند .از واژه هایی مثل « باید » زیاد استفاده می کنند و معمولا توانایی گوش دادن به طرف دیگر را ندارند هنگامی که با آنها مخالفت می شود ،به شدت بر افروخته می شوند. نباید تصور کرد که فرد پرخاشگر یعنی کسی که همیشه داد و بیداد می کند بلکه خیلی از اوقات این افراد خشم خود را با زدن بر چسبهای تحقیرآمیز و توهین به دیگران نشان می دهند . بی حوصلگی ، بی قراری و عجول بودن جزء خصیصه های این افراد به شمار می رود . این افراد نه برای خودشان احترام قائل اند و نه برای دیگران این گونه افراد در دراز مدت موفق نخواهد بود .
قاطعیت:
ویژگی افراد دارای این الگو ، بر قراری ارتباط صادقانه ، صریح ( مستقیم و روشن ) و توام با احترام متقابل و اصیل ( نه ظاهری) است . یک فرد قاطع هم حق وحقوق خود و هم حق وحقوق دیگران را محترم می شمارد. نکته قابل توجه در مورد افراد قاطع این است که آنها برخلاف افراد سلطه پذیر (که خود را متهم می کنند ) و بر خلاف افراد پرخاشگر ( که همواره دیگران را متهم می کنند ) در تبین و پیدا کردن راه حل به جای متهم کردن خود و یا دیگران به مسئله و چگونگی حل آن توجه می کنند . روانشناسان چنین سبکی از بر خورد را «مسئله مداری » می گویند این افراد نکات مثبت و منفی را هم در خود و هم در دیگران می بینند . به طور منصفانه و در عین حال هم برای خود و هم برای دیگران احترام قائل اند . بر همین اساس در حل تعارضات هم قادرند دیدگاههای خود را به وضوح بیان کنند و هم احترام خود ودیگران را حفظ نمایند . برهمین پایه این افراد در حل تعارضات بیشتر بر گفتگو تاکید می کنند . بنابراین در ایجاد ارتباط کاملا موفق عمل می کنند.1
قاطعیت در ارتباط بادیگران:
با ملاحظه چهار الگوی ارتباطی که بیان شد معلوم می شود که برای جلب مقبولیت در جمع و محیط های مختلف و محبوبیت دردل دیگران ، قاطعیت بهترین روش ارتباطی است . چرا که هر یک از ارتباط های دیگر دچار نقصی است که همگی آنها منجربه از بین رفتن اعتماد و ایجاد تنفر در فرد مقابل می شود و بالاخره محبوبیت قلبی را از میان می برد . و این عکس افراد قاطع است که به دلیل نحوه وسبک رفتاری خود اعتماد و احترام و محبت افراد مقابل را کسب می کنند و در نتیجه محبوبیت اجتماعی کسب می کنند .
البته این نکته لازم به تذکر است که ما نمی توانیم در واقعیت فردی را بیابیم که قاطع صرف یا پرخاشگر مطلق باشد بلکه هر فردی یک از این الگوها را به اندازه متفاوتی در خود دارد اما از یکی از الگوها بیشتر استفاده می شود . بنابراین ما نیزباید تلاش کنیم بیشتر الگوی ارتباطی در رفتارهای روزمره خود را الگوی قاطعیت قراردهیم .
هوش اجتماعی:
فردی که بتواند با الگوی صحیح ، ارتباط سالمی با دیگران برقرارکند و درکنار این ارتباط خصوصیات فردی و اجتماعی مثبت خود را (حسن خلق ، همدردی ، همراهی و....) به مرحله بروز برساند و به دیگران نشان دهد ، یقینا مورد توجه افراد واقع خواهد شد و دردید اکثریت آنها دارای مقبولبت و محبوبیت خواهد بود .
اما نکته ای که در اینجاست این است که چه استعداد و چه توانایی در فرد می تواند زیر ساخت و پایه چنین عملکرد هایی باشد؟ هر فردی باید دارای ویژگیهایی باشد تا بتواند این ارتباط سالم و خصوصیات اجتماعی لازم را به ظهور برساند . این ویژگیها و استعدادهای خاص را ، روانشناسان « هوش اجتماعی » نامیده اند .
« هوش اجتماعی » هنری است که در سایه آن می توان با دیگران ارتباط برقرار کرد و درغمها و شادیهای آنها شریک شد . کسانی که از نظر هوش اجتماعی قدرتمندند، می توانند کاملا راحت با افراد ارتباط بر قرار کنند و واکنشها و احساسات آنها را به سرعت دریابند، دیگران را رهبری کنند و سازمان دهند و به مشاجراتی که می تواند در هر فعالیت بشری شعله ور شود خاتمه دهند .
آنها افرادی هستند که دیگران دوست دارند با آنها باشند زیرا از نظر عاطفی به دیگران نیرو می دهند . حالتهای روحی خوبی درافراد بو جود می آورند و این فکر را در آنها بوجود می آید که اطراف فردی با این خصوصیات بودن چه سعادتی است و در یک کلمه می توان گفت این افراد در نظر دیگران از محبوبیت بسیاری برخوردار هستند.
مهارتهای هوش اجتماعی:
هوش اجتماعی برچند « مهارت » استوار است که باید آنها را در خود شناخت و تقویت کرد این مهارتهاعبارتند از :
1- سازماندهی گروهی : این مهارت برای کسی که «رهبر» می باشد ضروری است و شامل به دست گرفتن ابتکار عمل و همانگ ساختن تلاشهای گروهی مردم است. این استعداد معمولا در مدیران ، کارگردانان و .... با وضوح بیشتری دیده می شود .
2- ارائه راه حل : این مهارت همان استعداد میانجیگری ، اجتناب از تعارضها یا حل تعارضهای بوجود آمده است . افرادی که چنین خصوصیاتی دارند در داوریها ، وساطت و حل و فصل و مشاجرات توانایی زیادی دارند .
3- ارتباط بین فردی : این استعداد واردشدن در رویارویی با دیگران یا شناختن و پاسخ مناسب دادن به عواطف و علایق مردم است . چنین افرادی در کارها یا بازیهای گروهی موفق هستند . آنها می توانند همسرانی قابل اعتماد ، دوستان تجاری خوب و معلمان موفقی باشند .
4- تجزیه وتحلیل اجتماعی : این مهارت به معنای توانایی دریافت احساسات انگیزه و علایق دیگران و داشتن درکِ عمیق از آنها می باشد . این آگاهی سبب می شود آنها به سهولت با دیگران صمیمی شوند و در ایجاد روابط دوستانه و نشاط آور «خلاقیت » از خود نشان می دهند و از هر گونه برخورد یا اتفاق روزمره ، شرایطی برای دوستی و نشاط فراهم می آورند وروح خود را محدود نکرده و کردار یا گفتار منفی دیگران را به ذهن نمی سپارند و همواره دنبال فرصتی هستند تا دوستی تازه ای را آغاز کنند .2
بنابراین تمامی این مهارتها برای برقراری ارتباط های بین فردی و اجتماعی لازم بوده و در نحوه ارتباط تاثیری می گذارند وسبب جلب دیگران و موفقیت های اجتماعی و محبوبیت می شوند .
بهترین روش برخورد با مردم:
تمام خصوصیات فردی و اجتماعی که برای رسیدن به محبوبیت لازم است و بطور خلاصه به تعدادی از آنها اشاره شد ، را می توان در این کلام امیرالمومنین ( علیه السلام ) خلاصه کرد . بطوری که حضرت در وصیت خود به امام حسن ( علیه السلام ) می فرمایند : فرزندم در برخورد با دیگران خود را میزان قرار ده آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه را برخود نمی پسندی بر آنان نیز مپسند ، ستم نکن همچنان که دوست نداری به تو ستم شود ، نیکی کن همچنان که دوست داری به تو نیکی شود و آنچه را ازدیگران زشت می شماری از خود نیز زشت شمار . 3
نکته ای که حضرت اشاره می فرمایند و ما را به آن توجه می دهند این است که شما دوست دارید مردم چگونه و بر اساس چه روشی با شما رفتار کنند ، هر چه را برای دیگران پیشنهاد می کنیم همان بهترین روش است که شما نیز برهمان اساس با آنان رفتار کنید . اگر دوست دارید با شما مهربان باشند ، اگر دوست دارید با شما صادق باشند ، اگر دوست دارید به شما احترام گذاشته و با شما همدل باشند اگر دوست دارید به دیدار شما آمده و به عهد و پیمان خود وفادار باشند و.... همین اصول را هم شما در رفتار خود با دیگران پیاده کنید قطعاً خواهید دید که در روابط خود موفق بوده و مردم در مجالست ونزدیک شدن به شما تمایل نشان می دهند .
این دستورالعملی است که اگر بتوانیم در تمامی مراحل زندگی ، در ارتباط میان اعضای خانواده و در ارتباطهای اجتماعی به مرحله اجرا درآوریم، زندگی موفقی خواهیم داشت . زیرا آدمی به این مرحله از کمال نخواهد رسید مگر آن که خود خواهی ها ، خودبینی ها و.... را کنار بگذارد و در بعضی مواقع دیگران را برخورد ترجیح داده و ایثار کند و نسبت به مردم فداکار باشد . حضرت حتی این نکته را هم در بیان خود متذکر می شوند که در انجام امور محبت آمیز پیش قدم باشیم . آنجا که می فرمایند :« نیکی کن همچنان که دوست داری به تو نیکی شود »
بنابراین کسی که هرچیز را برای خود دوست داشت برای دیگران نیز بخواهد و حتی دیگران را برخود ترجیح دهد و در انجام این امور پیشتاز باشد بالطبع مردم نیز به دیده عظمت و احترام به او می نگرند و رشته محبت بین آنها ایجاد شده و محبوب نزد آنان خواهد بود . البته با رعایت این نکته که در این عمل خود «خلوص نیت» داشته باشد .
نتیجه:
پس به این نتیجه کلی می رسیم که بهترین شیوه جذب قلوب دیگران و رسیدن به درجه محبوبیت نزد مردم ( خانواده و جامعه ) ، کسب محبوبیت نزد خداوند متعال و اصلاح کردن رابطه بین خود و خدا می باشد . چرا که شرط رسیدن به این مقام طبق آیات و روایات ائمه (علیهم السلام) « ایمان و عمل صالح » می باشد . پس مومنانی نزد خدا محبوبند که ایمان و آثار آن در دل و جان آنها رسوخ کرده و در اعمال و کردار به مرحله بروز و ثبوت رسیده است و محبوبان حقیقتی چون رسول اکرم و ائمه اطهار ( سلام الله علیهم ) را الگوی زندگی خود قرار داده و متصف به صفات الهی شده اند و شرط اخلاص و بندگی را در زندگی فراموش نکرده اند و چیزی را جز برای محبوب و معشوق (الله) خود نمی خواهند و....لذا خداوند نیز آنان را دوست می دارد و به آنها عشق می ورزد . چنین افرادی یقیناً محبوب نزد مردم نیز خواهند بود . « چون که صد آید نود هم پیش ماست ) و خداوند قادر و متعال عشق ومحبت آنها را در دل بندگان خود قرارمی دهد . بطوری که اگر خود می خواستند به این هدف دست یابند شاید نمی توانستند.
خداوند متعال می فرماید :
اگر با تمام آنچه در زمین است می خواستی بین آنها الفت و محبت و دوستی برقرار کنی نمی توانستنی ولی خداوند بین قلوب آنان الفت و محبت ایجاد کرد
چگونه یک شخصیت دوست داشتنی داشته باشیم
گونه شخصیت خود را دوست داشتنی کنیم؟
اکثر ما دوست داریم دیگران دوستمان داشته باشند انگار زندگی بهتر می شود اینکه دیگران دوستمان داشته باشند یا نه کاملا به خود ما بستگی دارد به اینکه چگونه رفتار می کنیم و چگونه با دیگران کنار می آییم خیلی وقتها آنطور که باید با مردم برخورد صحیح نداریم ما می گوییم می خواهیم دیگران ما را همین طور که هستیم دوستمان داشته باشند.
این بدان معناست که ما کارهای را که باید انجام بدهیم نمی دهیم و قصد تغییر دادن راه و روش خود را نیز نداریم خیلی راحت می گوییم چرا نمی توانند من را همین طور که هستم بپذیرند و دوست داشته باشند؟
واقعیت این است که برای انکه دوستمان بدارند باید دوست داشتنی باشیم.
دوست داشتنی شدن کار زیاد سختی نیست برای شروع بهتر است وقتی با دیگران روبه رو می شوید لبخند بزنید و با روی باز با آنها صحبت کنید رفتاری دوستانه و صمیمی داشته باشید از مشکلات آنها با خبر شوید و سعی کنید درکشان نمایید و به احساساتشان توجه کنید.
وقتی با دیگران رو به رو می شوید بلافاصله سلام کنید منتظر نمانید آنها سلام کنند آنها را به اسم کوچک صدا بزنید نشان دهید که از دیدنشان خوشحال هستید.
طوری رفتار کنید که انگار از زندگی حسابی لذت می برید همیشه به خوبی ها فکر کنید حتی اگر زیاد هم مایل نیستید خود را مثبت نشان دهید هرگز شکایت نکنید و غر نزنید.
جذاب باشید:
جذابیت چیزی سوای زیبای است. شخصی می تواند زیبا اشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می تواند جذاب باشد ولی زیبا نباشد طرز سلوک آدمی انتخاب لباسها , حالت های روانی و ….در این امر, موثر است.
اگر می خواهید فردی موفق و نافذ در قلب ها باشید و از موفقیت لذت ببرید نخست باید با خودتان ارتباط صحیح برقرار کنید. زیرا معنی و مفهوم رویداد های زندگی را خودتان تایین می کنید.
تمیز و مرتب باشید
وقتی تمیز و مرتب باشید این هماهنگی شما را جذاب می کند. آن چه مهم است تمیز و مرتب بودن در عین سادگی است.
افرادی که به آراستگی خود توجه ندارند از جذابیت و نفوذ خود بر دیگران می کاهند.بیشتر افراد برای آن که جذاب باشند شلوغ می کنند و مدام حرف می زنند و این بزرگترین اشتباه برای جذاب بودن است. دوستی حرف زیبایی می زد و می گفت:نگفتن صلاح است, کم گفتن طلا است , پر گفتن بلا است
تاثیر سکوت
سکوت تاثیر روانی فوق العاده ای دارد و شما را با شخصیت تر و عاقل تر و قابل اعتماد تر معرفی می کند که برای ایجاد صمیمیت و تداوم آن زمینه مساعدی است.ولی سکوت نباید ناشی از خجالت و عدم اعتماد به نفس باشد.
در این صورت از جذابیت می کاهد. وقتی نرم و با لطافت و متانت صحبت کنید نخستین گام برای جذاب بودن را برداشته اید. داد و فریاد را نیندازید. ادم های عصبی و خشن برای صمیمیت, نا مناسب هستند و هرگز جذاب نخواهد بود.
مودب باشید
افراد بی ادب که ظاهری آراسته دارند هرگز مورد علاقه دیگران نخواهند بود.اگر صبح ناراحت و کسل از خواب بیدار شده اید به جای آرامی بروید و به آهستگی با خود تکرار کنید: من خوشحالم, می می خواهم شاد و جذاب باشم.
یا در هنگام برخاستن از خواب به راز و نیاز با پروردگارتان بپردازید و در ادامه بگویید : امروز سلامتی , موفقیت شادی زیبایی جذابیت و صمیمیت به من تعلق دارد و آن گاه در طلب این خواسته ها گام بردارید.همیشه تبسم کنید ولی شوخی زیادی از جذابیت می کاهد. در تبسم , سنگینی و متانت است و جذابیت ولی در خنده و شوخی بی مورد سبکی و کاهش جذابیت.
قاطع باشید
قاطع باشید و هدفهای تان را مشخص کنید افراد مصمم و پر تلاش, چون همیشه دارای برنامه ریزی منظمی هستند, دارای جذابیت زیادی می باشند.آن ها با اعتماد به نفس به اینجاد روابط صمیمانه خود ادامه می دهند.هدیه دادن فوران و انفجار صمیمیت است.
به ویژه اگر طرف مقابل انتظار این هدیه را نداشته باشد و هرگز اهمیتی ندارد که هدیه چه نوع یا جنسی باشد. مهم اهمیت دادن به طرف مقابل است.مواظب صحبت ها و افکارتان باشید زیرا ذهن نیمه هوشیارتان هر اعتقادی را که به زبان بیاورید, در خود حفظ می کند و آن را می پذیرد با صحبت های شیرین و دلچسب روحیه خود را تقویت و شاد کنید و از واژه های نمی توانم و نمی شود و ….. هرگز استفاده نکنید و به این فکر باشید که می خواهید روز خوبی را در کنار خانواده و دوستان با شادی بگذرانید
چگونه می توان روی دیگران - به خصوص جوانان - تأثیرگذار بود؟
تأثیرپذیری یا تأثیرگذاری و حدود و کیفیت آن، بستگی به توانایی ها و قابلیت های انسان در ابعاد مختلف دارد. مهم ترین اموری که در اثرگذاری دخالت دارند، ویژگی های معنوی و روحی - از قبیل اراده استوار، اخلاق نیکو، حسن معاشرت - و آگاهی ها و توان های علمی بالاست. اثرپذیری مثبت نیز به میزان انعطاف پذیری و حقیقت طلبی شخص، ارتباط دارد. تأثیرپذیری های منفی، برخاسته از ضعف آگاهی و اراده است. بنابراین، هر اندازه در تقویت اراده خود و گسترش صفات نیک و خلق و خوی پسندیده و افزون سازی آگاهی ها و دانش های خویش، به ویژه در زمینه مسائل دینی، فرهنگی و اجتماعی، تلاش کنید، به تدریج توان تأثیرگذاری بیشتری خواهید داشت.
با رعایت اصول و نکات زیر، می توانید میزان تأثیرگذاری خود را افزایش دهید:
1. صمیمیت و ابراز آن
صمیمانه دیگران را دوست داشته باشید و محبت قلبی خود را به آنان اظهار دارید. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرموده است: «هرگاه یکی از شما به برادر (دینی )خود علاقه مند شد، محبت خود را به او ابراز کند. این کار، افراد را بیشتر به هم پیوند می دهد».1 علاقه قلبی و ابراز آن، مهم ترین راه ارتباط مفید و موءثر است.
2. برخورد با نشاط
اولین روش موءثر ارتباطی، به منظور جلب نظر دیگران و تأثیرگذاری بر آنها، داشتن برخورد شاد و با نشاط است. لحظه اول ملاقات، از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به نحوی که موفقیت یا شکست در ایجاد ارتباط موءثر، به آن بستگی دارد. سلام و احوال پرسی کردن، تبسم بر لب داشتن، احترام به طرف مقابل و پذیرش وی، راه نفوذ در قلب اوست. در فرهنگ اسلامی نیز نسبت به اموری از قبیل سلام کردن، مصافحه، تبسم، احترام، ابراز محبت و علاقه قلبی به دیگران، سفارش زیادی شده است.
3. آغاز مثبت
یک یا چند نکته مثبت و ارزشمند را در طرف مقابل شناسایی و برجسته سازید و با تحسین صادقانه به جهت وجود آن امور مثبت، ارتباط خود را با وی محکم سازید و هیچ گاه رابطه خود را با نکته ای منفی آغاز نکنید.
4. عدم سرزنش مستقیم
در صورتی که اشتباه و لغزشی در طرف مقابل مشاهده کردید، به طور مستقیم از او گلایه نکنید و وی را مورد انتقاد مستقیم و سرزنش قرار ندهید. وقتی تذکر اخلاقی با کنایه و اشاره گفته شود، زودتر اثر می بخشد تا این که با صراحت از گناه یا اشتباه انتقاد شود. چه بسا برخورد مستقیم و بی پرده با گناه و لغزش در مراحل اولیه، سبب گستاخی و جرأت بیشتر وی شود و زشتی کار در نظر او رنگ باخته، به توجیه آن بپردازد و یا به شکل دیگری مقاومت کند. بنابراین، باید مانند یک دوست دل سوز یا مشاوری دانا، با خطاکار برخورد کنید.
امیرموءمنان، علی علیه السلام می فرماید: «موقعی که جوان نورسی را به سبب گناهانش نکوهش می کنی، مراقب باش که قسمتی از لغزش هایش را نادیده انگاری و از تمام جهات، مورد اعتراض و توبیخش قرار ندهی تا جوان به عکس العمل وارد نشود و نخواهد از راه عناد و لج بازی، بر شما پیروز گردد».2
5. خودگشایی
قبل از انتقاد از دیگران، می توانید به برخی از اشتباهات، شکست ها و ناکامی های خود در زندگی و چگونگی اصلاح و بهبود آنها اشاره کنید.
اعتراف به خطاهای خویش، باعث نزدیکی به شخص می شود و راه صمیمیت را هموار می کند. در این جا اطلاعاتی در زمینه های مختلف و برخی مشکلات و پیشینه خود ارائه کنید تا زمینه مراوده و ارتباط فراهم شود.
خودگشایی، اضطراب را کاهش می دهد؛ چون آنان اطمینان می یابند که در دچار شدن به ترس ها، تردیدها، مشکلات، سختی ها و ناکامی های خود تنها نیستند.
در استفاده از این روش، نباید افراط کرد؛ زیرا موجب می شود توجه شخص بیش از حد به شخص شما معطوف شود و از طرف دیگر، این مسئله نباید موجب افشای اسرار و رازهای پنهان آدمی شود.
6. شنونده خوب بودن
بکوشید شنونده خوبی باشید و زمینه ای فراهم آورید که دیگران درباره خود، برای شما حرف بزنند. اگر کسی احساس کند شنونده خوبی برای سخنان خود یافته است، به راحتی می تواند افکار و احساسات خود را به او منتقل کند و به ایجاد ارتباط با او اقدام کند. در این مرحله، شنونده می تواند به تأثیرگذار خوبی تبدیل شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، شنونده بسیار خوبی بود. همین خلق نیکوی آن حضرت، یکی از مهم ترین عوامل محبوبیت او در بین مردم بود و موجب شد که آن حضرت بتواند تأثیرات عمیقی در جامعه به جای گذارد.
7. ابراز احساسات
یکی دیگر از عوامل موءثر در برقراری ارتباط موءثر، تشخیص دقیق احساسات طرف مقابل و برجسته کردن آنها است. با بازگردانی احساسات به گوینده، به او القا می کنیم که سخنانش را فهمیده، برای او ارزش و احترام قائلیم.
شنونده خوب، آن است که با ابراز احساسات مثبت، به عنوان عکس العمل، تأثیرگذاری خود را افزایش دهد. ابراز احساساتی نظیر حرکت سر، به نشانه تأیید گفتار طرف مقابل، باز کردن چشم ها و کشیدگی صورت به موقع شگفت زدگی، تحسین زبانی و استفاده از بعضی تکیه کلام ها چون آفرین، چه جالب و... از عوامل مؤثر در این زمینه است.
به عبارت دیگر، به پیام های کلامی و غیرکلامی مخاطبان، پاسخ و واکنشی صادقانه، عینی، دل سوزانه داشته باشید و با آنان همدل باشید تا آنان دریابند شما به آن چه آنها می گویند، گوش می دهید و صحبت های آنان را دنبال می کنید.
8. ارج گذاری؛ به دیگران اعتبار بدهید؛ شخصیتشان را ارج بنهید و کاری کنید که احساس اهمیت و شخصیت کنند.
9. پذیرش مثبت بدون شرط
کاری کنید که طرف مقابل احساس کند او را به دلیل ارزش ذاتی اش پذیرفته اید و به او اهمیت می دهید و به عنوان یک انسان، مورد احترام صادقانه و خالصانه شما قرار گرفته است و بدون توجه به نکات ضعف و عیوبی که دارد، مورد پذیرش شماست. این توجه و پذیرش مثبت، به طرف مقابل، احساس ارزشمندی می بخشد و تأثیرپذیری اش را نسبت به شما افزایش می دهد. بنابراین، باید طرف مقابل را بدون قید و شرط و صرفاً به خاطر ارزش ذاتی و ماهیت انسانی اش پذیرفت و به او احترام صادقانه گذاشت.
10. انگیزش
نسبت به کار مثبتی که می خواهید انجام دهید، میل شدیدی در طرف مقابل ایجاد کنید و فضای روانی لازم، برای انجام دادن آن را فراهم سازید. کوچک ترین پیشرفت را در طرف مقابل، تحسین نموده، با تشویق او کاری کنید که احساس کند حرکت به سمت مطلوب و جبران اشتباهات ساده است و به خوبی می تواند مشکلات را حل و کاستی ها را جبران کند.
11. رفتار مطلوب
رفتارهای خوبی را که از دیگران نسبت به خود انتظار دارید، نسبت به او انجام دهید و به عبارت دیگر آن چه را برای خود می پسندید، برای وی نیز بپسندید و او را به سوی آن رهنمون شوید.
12. تحمیل گریزی
نقطه نظرات و دیدگاه های خویش را بر دیگران تحمیل نکنید. مردم سخن چنین، کسی را نمی پذیرند و با فردی که همچون یک سرپرست با ایشان رفتار کند، دوستی نمی ورزند و به او اعتماد نمی کنند. در این زمینه، برای آگاهی بیشتر به کتاب های زیر مراجعه کنید:
1. آئین دوست یابی، دیل کارنگی.
2. دوستی و دوستان، سید هادی مدرسی.
3. دوستی در قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ترجمه سید حسن اسلامی.
بنابراین، به جای این که به دیگران دستور دهید، خواست خود را به شکل سوءال مطرح کنید؛ زیرا معمولاً افراد دوست ندارند به آنان دستور داده شود.
13. هدیه دادن
گاهی لازم است به شخص هدیه بدهید. گفته شده است: «الانسان عبید الاحسان». تأثیرپذیری دیگران، در پرتو نیکی و احسان، چندین برابر است. بنابراین، دیگران را برای کاری که می خواهید انجام دهند، خشنود کنید. در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله چنین آمده است: «به یکدیگر هدیه بدهید؛ زیرا هدیه، دوستی را دو برابر می کند و کینه های درون سینه ها را می زداید».3
در پرتو محبت به وجود آمده، می توان به جلب اعتماد طرف مقابل پرداخت و تأثیرگذاری خود را افزایش داد.
14. گفتار زیبا
سخن نیکو را به نوعی سحر تشبیه کرده اند که در جان و اعماق وجود افراد تأثیرگذار است. بنابراین، در استفاده از کلمات و جملات، برای ایجاد ارتباط و تأثیرگذاری، باید به اندازه کافی دقت و بهترین کلام در کوتاه ترین و زیباترین جملات و الفاظ بیان شود.
15. تبلیغ عملی
آن چه نقش اساسی تری در مسئله تأثیرگذاری دارد، عملکرد و رفتار فرد تأثیرگذار است. امام صادق علیه السلام فرموده است: «به وسیله ای غیر از زبان خود، مردم را به کارهای خیر و صحیح دعوت کنید».4
رفتار و منش شخصی و اعمال افراد، بیش از هر چیزی در ذهن دیگری ماندگار است؛ بنابراین، برای راهنمایی، ارشاد و تأثیرگذاری بر جوانان، کمتر حرف بزنید و بیشتر عمل کنید.
16. جوان شناسی
از ویژگی های دوره جوانی، شناخت کافی پیدا کرده، متناسب با روحیات و خصوصیات این دوره، به ایجاد ارتباط و تأثیرگذاری اقدام کنید. بنابراین، گسترش آگاهی از سیر رشد و تحول و ویژگی های مختلف زیستی، اجتماعی و روانی و نیز نیازهای این دوره، شرط اساسی کسب مهارت، برای ایجاد ارتباط موءثر با جوانان است.
17. توجه به تفاوت ها
نسبت به تفاوت های فردی موجود در بین افراد، هشیار باشید و هیچ گاه دو نفر را با همدیگر مقایسه نکنید. به جهت وجود نقطه مثبتی در دیگری، فرد مورد نظر خود را به دلیل نداشتن آن نقطه قوت، مورد سرزنش و توبیخ قرار ندهید.
18. همگامی
استفاده از روش همگام شدن، یکی از دیرپاترین شیوه های ایجاد ارتباط موءثر است. برای همگام شدن با جوان، باید خود را در وضع و موقعیت او قرار داد و به عبارت دیگر، سعی کنید دنیا را از منظر او بنگرید؛ برای مثال، یک جوان دوست دارد با روی آوردن به اجتماع، حس استقلال طلبی خود را ارضا نماید. دنیای ذهنی او آکنده از مضمون هایی است که ناشی از نیازهایش می باشند؛ حال اگر بدون توجه به دنیای جوان و صرفاً با در نظر گرفتن برخی از نیازها و تکالیف، با او ارتباط برقرار کنیم، به احتمال قوی نتیجه مناسب و مثبتی نخواهیم گرفت.
19. جلب همکاری
از طرف مقابل، به ویژه اگر جوان است، در ارتباط با کارهای مربوط به خودش اظهارنظر بخواهید و به عبارت دیگر، بکوشید ذهن و اندیشه مخاطب را در جهت مطلوب، فعال ساخته و کاری کنید که خود او با خردورزی کافی، راه صحیح را بیابد.
20. همدلی
در حالت های نگرانی، ناراحتی و اضطراب، همدلی کرده، به تدریج، جویای علت اضطراب مخاطب باشید.
همدلی عبارت است از توانایی درک تجربه های درونی دیگران و سهیم شدن در آنها؛ از این طریق، می توان خود را به جای مخاطب قرار داد و به دنیای درونی و تجربه های شخصی او راه پیدا کرد. بدین وسیله، می توان تجربه های هیجانی مختلف، نگرانی ها، اضطراب ها، غم ها و مشکلات وی را درک کرد. طرف مقابل نیز احساس های خود را به طور کلامی بیان خواهد کرد و ارتباط بیشتر و بهتر ایجاد خواهد شد. در چنین وضعیتی است که می توانید به بررسی هر چه بیشتر گفته های او بپردازید و به تدریج، علت تجربه های تلخ و مشکلاتش را جویا شوید و به حل آنها بپردازید. خداوند، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را چنین توصیف می کند: «رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به موءمنان رئوف و مهربان است».5
عبارت «از خود شما»، اشاره به شدت ارتباط آن حضرت با مردم است؛ گویی پاره ای از جان مردم و از روح جامعه، به شکل پیامبر صلی الله علیه وآله ظاهر شده است و هرگونه ناراحتی و زیان و ضرری که به مردم برسد، برای او سخت ناراحت کننده است. او نسبت به مردم بی تفاوت نیست و از رنج های آنان رنج می برد. این، صفت باطنی پیامبر صلی الله علیه وآله بود که توانست در دل و قلب مردم جای گیرد و تأثیرگذاری اش را چندین برابر کند.
21. انعطاف پذیری
در عین جدی بودن و جدی رفتار کردن، باید همواره انعطاف پذیری مناسب را حفظ کنید. نباید انتظار داشت تغییر و اصلاح در اندیشه و رفتار طرف مقابل، ناگهانی، بلافاصله و یک مرتبه انجام گیرد؛ زیرا این مسئله، نیازمند زمان و تدریج است. بنابراین، باید به طرف مقابل، زمان و فرصت کافی داد تا به تدریج و تحت تأثیر سخن شما تغییر و تحول لازم را در خود ایجاد کند. خداوند متعال نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را به خاطر داشتن چنین ویژگی می ستاید و این ویژگی را یکی از علل موفقیت آن حضرت معرفی می کند؛ «به واسطه رحمت خدا، با مردم، خوش خوی و مهربان شدی و اگر تندخوی و سخت دل بودی، مردم از گرد تو پراکنده می شدند...».6 بنابراین، اگر کسی بخواهد پیامبرگونه تأثیرگذاری مثبت داشته باشد، باید از انعطاف و بردباری کافی در برابر ناآگاهی ها، نقص ها و ضعف های دیگران برخوردار باشد.
÷رمز تاثیر گذاری بر دیگران
بیشتر اوقات زندگی روزمره ما به مراوده و گفتگو تعامل با دیگران می گذرد. در منزل، محل کار، خیابان، تاکسی، مغازه، کلاس درس و... . در این میان همیشه عده ای انگشت شمار از افراد در میان دیگران برتر بوده و نامشان زبانزد دیگران است. همچنین همیشه باعث جذب سایرین شده و در کل افرادی پرنفوذ و تاثیرگذار هستند. اینگونه افراد هیچ فرقی با دیگران ندارند؛ مثلا ستاره اقبالشان بلند باشد و یا مهره مار داشته باشند بلکه به صورت دانسته و یا ناخودآگاه یک سری قوانین را همیشه رعایت می نمایند که همین قوانین عامل برتری و جلب دیگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نیز می توانیم اینطور باشیم. در اینجا به بعضی از این عوامل اشاره ای مختصر می کنیم:
کمتر حرف بزنیم
این بدان معنا نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هر جا نیاز به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم. متاسفانه بعضی افراد اینطور برداشت می نمایند که کم گویی یعنی هیچ گویی و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع می گردد.
یک لبخند کوچک باعث جذب می شود. هر انسان دارای یک کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می شود چه بخواهیم و چه نخواهیم قبل از شروع صحبت حداقل 30 ثانیه فکر کنیم
فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیده گویی شده و از هر گونه لاف زدن و همچنین بیهوده گویی و صحبت عجولانه جلوگیری می کند. حتماً دیده اید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا سوالی مدت زمانی کوتاه آن را حلاجی نموده سپس بیان می نمایند و اکثر اوقات جواب آنها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست. اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان می آید را بیان می نمایند، بدون اینکه حتی لحظه ای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای بلند فکر می کنند و اکثر اوقات حرف هایی می زنند که باعث پیشمانی شان می گردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.
با صدای بلند نخندیم
خنده با صدای بلند شخصیت انسان را زیر سؤال می برد. هیچ انسان گرانمایه ای را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صدی بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و باتوجه به اینکه دیگران نمی دانند مطلب شما چقدر خنده دار است، باعث سوء برداشت آنها می شود.
لبخند بزنیم
یک لبخند کوچک باعث جذب می شود. هر انسان دارای یک کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق کودک درون دقیقاً مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت نشان می دهد. پس همانطور که یک کودک جذب یک لبخند می شود، ما نیز جدب چهره های بشاش و خنده روی می شویم. همچنین لبخند باعث زیبا شدن چهره می شود.
در امور دیگران دخالت نکنیم
برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت می کرده اید که دقیقاً پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده و گفته «چی شده»؟حتماً برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت با ما نیز در میان گذاشته می شد. دخالت در امور دیگران باعث دفع آنها شده و نوعی دور شدن را ایجاد می نماید. زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی صحبت در حضور وی خوددای می کنند.
بسیار بسیار کم شوخی کنیم شوخی هر قدر هم کوچک می تواند باعث رنجش شود، مگر اینکه این شوخی با فکر قبلی و بررسی بیان شده و یا انجام شود. مثلاً شوخی هایی که با شخصیت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصیت می شود. شوخی اگر در حد یک لبخند کوچک و ملیح باشد، بسیار شیرین است و نه بیشتر.
به ظاهر خود برسیم
یکی از عواملی که باعث تأثیرگذاری در بین سایرین می شود، خوش لباسی، خوشبویی و خوش صورتی است. مطمئناً هیچ کس دوست ندارد با شخصی که دهان او بوی بد می دهد و یا لباسش پاره است دمخور شود.
آنچه هستیم باشیم
از بیان حرف های بیخودی و دروغ و بزرگ کردن خود بپرهیزیم. آنچه که هستیم باشیم به این معنا که خود را بزرگ تر از آنچه هستیم جلوه ندهیم و سعی نکنیم خود را به زور در دل مردم جای دهیم.
15 روش براي تاثير گذاري روی ديگران
بایدبگویم آنقدرها هم که فکـر مـی کنـیـد سخت نیسـت.افـراد زیـــادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیرو امـوراتـشان را مــی گذرانند. مـتـدهـایـشـان بــسیــار سرراست است.
وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید.
زمینه سازی کنید و برنامه بچینید
قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابلتان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:
1- می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.
2- بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست.
بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.
راه های متقاعد کردن دیگران
1- اعتماد آنها را جلب کنید
مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها میشود. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.
2- نقطه ی مشترک پیدا کنید
افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدردی نشان دهید.
3- خوب ساختار بندی کنید
هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله باید ساختاری روشن داشته باشد. منظور از ساختار مناسب، تکرارها و جا گذاری ها است. وقتی دلایل اینکه چرا مردم باید به شما گوش بدهند را لیست کنید، مهمترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگانتان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.
4- هر دو جنبه را به آنها نشان دهید
هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. حقه ای که اینجا باید بزنید این است که روی جنبه های مثبت را بیشتر تاکید کنید. توضیح دهید که چطور جنبه های بد نظراتتان آنقدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آنها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.
5- منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید
وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر گیرِ آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چطور می توانید آنها را راضی کنید.
6- به نفس آنها بپردازید
به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران--اگر درست انجام شده باشد. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت.
7- از مراجع استفاده کنید
همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.
8- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید
اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.
9- زمانبندی خوبی داشته باشید
برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.
10- منحصر به فرد باشید
این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نشان دهید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن اینکه اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مسئله دارید انجام دهید.
11- بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید
ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید.
12- جالب و دلچسب باشید
وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید.
13- معقول باشید
مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانیتان باید قالبی معقول داشته باشد.
14- سیاست به خرج دهید
با شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.
15- فروتن باشید
کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آنها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.
پس انداز کنید...
یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هرچه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب تصمیم گیریهای افراد تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد کنید.
12 روش حیرت انگیز برای جذب کردن دیگران
نویسنده
فکرش را بکنید که نیرو و انرژی ای داشتید که می توانستید هر کسی را که می خواستید متقاعد به انجام کارهای دلخواهتان می کردید . غیرممکن به نظر می آید ؟ باید بگویم آنقدر ها هم که فکر می کنید سخت نیست برای انجام این کار راههای زیادی وجود دارد که بتوانید به وسیلۀ آنها افراد را وادار به کاری کنید .
آیا تا به حال دربارۀ این راهها فکرکرده اید ؟ در این مقاله می خواهیم راههایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده ازآنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید .
1- مهربان و صمیمی باشید : برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید .
2- علاقۀ صمیمانه به مردم نشان دهید : اگردلمان می خواهد دوست پیدا کنیم باید با اشتیاق وشور به مردم خوش آمد بگوئیم .
3- نام افراد را حفظ کنید :
آدمها به قدری از نام خود احساس غرور می کنند که دلشان می خواهد به هر قیمتی که شده است اسم خود را بعد از خود باقی بگذارند . یادمان نرود که در نام افراد معجزه ای نهفته است و همۀ افراد دقیقاً و کاملاً نسبت به این امرحساس هستند .
4- از چیزهایی صحبت بکنید که دیگران دوست دارند : صحبت خود را با دیگران با بحث دربارۀ چیزهایی که در مورد آنها اختلاف نظر دارید شروع نکنید .
5- سؤالاتی بپرسید که آدمها دوست دارند جوابش را بدهند .
افراد را تشویقشان کنید که دربارۀ خودشان و کارهایشان برایتان حرف بزنند .
6- مردم را سرزنش نکنید : یادتان باشد احتمال دارد دیگران به کلی اشتباه کنند ولی خودشان این طور فکر نمی کنند .
7- گـفته های دیگران را رد نکـنید : از اعـتراض کردن و جر و بحـثهـای بی مورد که به هر رابـطه ای پایان می دهد پرهیز کنید .
8- به صحبتهای دیگران به دقت گوش کنید : اگر می خواهید خودتان را در دل دیگران جا کنید با علاقه و با تمام وجود به صحبتهایشان گوش دهید و مرتباً سرتان را تکان دهید و بپرسید : « خوب بعداً چی شد ؟ » خواهید دید که گل ازگلشان شکفته می شود .
9- به وضعیت ظاهری خودتان توجه کنید : اولین خاطره ای که درذهن دیگران باقی می گذارید مربوط به آراسته و تمیز بودن خودتان می باشد .
10- وقت خودتان را با دیگران تقسیم کنید اگر کارهای خود را زمان بندی کنید می توانید زمانی را برای افرادی که دوست دارید صرف نمایید . شوخ طبع باشید : شوخ طبعی باعث می شود دیگران از گوش سپردن به شما لذّت بیشتری ببرند .
11- از دیگران ازصمیم دل قدر دانی کنید : در ازای محبت و خوبی دیگران باید تشکر و قدردانی کرد چون اگر کسی تشکر نکند یعنی محبت دیگران را درک نمی کند .
12- همیشه کاری کنید که دیگران احساس کنند آدمهای مهمی هستند : همه دوست دارند دیگران ازآنها تعریف کنند اگر چنین کاری را کنید می توانید آدمها را در کف دست خود بگیرید .
جان دیوئی می گوید: عمیقمترین اشتیاق درطبیعت بشر آرزوی مهم بودن است
1) حقیقت را بگویید: منظور این نیست که فقط دروغ نگویید. گفتن حقیقت حد مشخصی دارد، که با در نظر گرفتن آن هم خودتان احساس آزادی و راحتی خواهید کرد و هم دیگران به سمت تان جلب می شوند. باید سعی کنید حقیقت را از موضع عشق بگویید، نه از موضع قدرت یا ترس...
2 ) خودتان باشید: منطقی باشید و خودتان را به همان صورت که هستید قبول کنید. اگر ما این چیزی هستیم که اکنون هستیم، فقط بخاطر انتخاب هایی بوده که در زندگی مان کرده ایم. قبول کردن این مسئله این قدرت را به ما می دهد تا بتوانیم باز انتخاب کنیم. اگر خود را آنطور که واقعا هستید به دیگران نشان دهید، ممکن است نتوانید بعضی ها را به سمت خود جذب کنید، اما مطمئن باشید که آنها را هم تحت تاثیر قرار می دهید.
3 ) در زمان حال زندگی کنید: اگر در زمان حال زندگی کنید، می توانید با جریان روز همراه باشید. مراقب آنچه در اطرافتان و به شما می گذرد، باشید. در زمان حال است که می توانید کسی یا چیزی را به خود جذب کنید، نه در گذشته یا آینده.
4 ) نگذارید با کمبود انرژی مواجه شوید: اگر امکانات برایتان فراهم باشد، همه کار می توانید انجام دهید. اما باید اول با گسترده کردن مرزهای خود، بالا بردن استانداردها و حل مسائل و مشکلات مربوط به گذشته موانع را از سر راهتان بردارید. تا آماده نباشید، قدرت جذب کردن به سراغتان نمی آید، پس خود را آماده کنید.
5 ) بر پیروزی فائق شوید: اکثر ما عقیده داریم که اگر ما پیروز شویم، دنیا به ما باخته است و اگر دنیا پیروز شود، ما باخته ایم. این درست نیست. سعی کنید از جنبه ای به مسائل نگاه کنید که همه امکان پیروز و موفق شدن را داشته باشند.
6 ) بخشیدن، گرفتن است: کاملا صحیح است، لذت در بخشیدن است! همه ما چیزی برای بخشیدن و اهدا» کردن داریم. پس شما هم ببخشید. اما اگر فکر می کنید چیز زیادی برای عرضه به دیگران ندارید، سعی کنید مهارت های جدید یاد بگیرید. وقتی بتوانید کمی از خودتان و هدایایتان را به دیگران اهدا» کنید، جذاب تر می شوید.
7 ) خودخواه باشید: بسیار از خود مراقبت کنید و تلاش کنید تا نیازهایتان را برآورده کنید. معمولاژ وقتی به چیزی نیاز دارید، از شما فراری می شود. اما شما دست از تلاش برندارید. تا می توانید پول، عشق، شانس، دوست و... برای خود ذخیره کنید. با اینکار مثل آهن ربایی خواهید توانست آنچه نیاز دارید را به سمت خود جذب کنید.
8 ) هوشیاری خود را بالا ببرید: جذابیت پدیده ای بسیار دقیق و ظریف است. تا زمانیکه نتوانسته اید هوشیاری تان را در مورد خودتان، اطرافیان تان و طرز تفکرتان بالا ببرید، قادر نخواهد بود آن را بدست آورید.
9 ) مسئولیت پذیر باشید: ما آن چیزی را به سمت خود جذب می کنیم، که آمادگی اش را داشته باشیم. با تلاش و کوشش، خود را برای بهترین ها آماده کنید÷. مسئولیت جذاب کردن خودتان بدون تلاش میسر نیست، اما مطئن باشید که نتیجه خوبی عایدتان خواهد شد.
10 ) از انجام دادن، به بودن تغییر کنید: با دقت به آنچه انجامش می دهید، ببینید به چه کسی تبدیل می شوید. از چه رو اینکار را انجام می دهید، عشق یا ترس؟ چطور می توانید این را بفهمید؟ از نتیجه کار.
- حال، سوال اینست: برای لذت بردن از یک زندگی راحت، ساده، آرام، با برکت، غنی و پرموفقیت، چه کار می کنید؟ آیا برای بدست آوردن زندگی دلخواه خود حاضرید به هر کاری تن دهید؟ حتی اگر اینکارها با آنچه اکنون می کنید کاملا مغایر باشد؟
الگوهای چهارگانه ارتباط با دیگران
طبق نظر روانشناسان مهارتهای ارتباطی مجموعه ای از رفتارهاست که کیفیت ارتباط بین اشخاص را در بر می گیرد . به نظر آنها هر شخصی برای بر قراری ارتباط با دیگران سبک و روش خاصی برای خویش دارد . اما به طور کلی این روشها را می توان درچهار الگوی اصلی( چهار سبک رفتاری )خلاصه نمود. این الگوها عبارتنداز:
₪ سلطه پذیری
₪ سلطه گری
₪ پرخاشگری
₪ قاطعیت
برای اینکه بدانیم از میان این الگوها ، کدامیک بهترین الگو برای برقراری ارتباط سالم با دیگران است به طور مختصر به توضیح هر یک اشاره ای می کنیم :
سلطه پذیری:
ویژگی افراد این الگو بر قراری ارتباط صادقانه ، غیر صریح ( غیر مستقیم و مبهم ) توام با احترام به فرد مقابل است . افراد سلطه پذیر، دل مشغولی پرهیز از برخورد با دیگران را دارند . حتی اگر این کار به قیمت ضایع شدن حق خودشان تمام شود . آنها معمولا حق را به دیگران می دهند و برای خود ارزش و احترامی قائل نیستند چنین افرادی در مقابل انتقاد بسیار مضطرب می شوند و معمولا بر خلاف میل خود عمل می کنند این افراد اغلب سعی می کنند از تعارض فرار کنند و به هنگام مشکل به جای حل مسئله، سعی در پاک کردن صورت مسئله دارند . معمولا هنگام صحبت کردن سعی می کنند در چشم دیگران نگاه نکنند و در جلسات و مهمانی ها باشند. این افراد ، اغلب در ایجاد ارتباط ناموفق هستند و استعداد بیماری افسردگی را دارا می باشند روانشناسان این گونه افراد را با صفت « من مدار» توصیف میکنند.
سلطه گری:
برقراری ارتباط صادقانه ، غیر صریح ( مهم و غیر مستقیم ) و توام با احترام ظاهری ویژگی افراد این الگو می باشد . فرد سلطه گر خود ودیگران را به عنوان شیء و نه انسان، مورد بهره کشی قرار می دهد وسعی می کند افراد را در جهت خود فریب دهد ومهار کند . بر همین اساس افراد سلطه گر سعی در مهار و بهره کشی از دیگران و حتی خود دارند . چون این اعمال منجربه احساس ایمنی در آنها می شود . زندگی فرد سلطه گر دریای متلاطمی است که در آن با نیرنگ به بقای خود ادامه می دهد و خود و دیگران را در جهت اهداف قلبی و به صورت پنهانی مهار و هدایت می کند .این افراد هر چند ممکن است در کوتاه مدت موفقیتهایی در روابط بدست بیاورند ، اما در دراز مدت ، شکست خواهند خورد. این گونه افراد مستعد افسردگی ، اختلال ، اضطراب وخشم در روابط هستند و روانشناسان به آن ها صفت « تو مدار » اطلاقی می کنند .
پرخاشگری:
برقراری ارتباط صادقانه ، نیمه صریح ( مستقیم و مبهم ) و بدون احترام متقابل است . افراد پرخاشگر ، همواره در رقابت با دیگران هستند آنها همیشه فکر می کنند که حق با آنها ست و این دیگران هستند که مشکل درست می کنند و مسئله ساز هستند . خیلی زود خشمگین هستند و همواره دیگران را مسول عصبانیت خود می دانند .از واژه هایی مثل « باید » زیاد استفاده می کنند و معمولا توانایی گوش دادن به طرف دیگر را ندارند هنگامی که با آنها مخالفت می شود ،به شدت بر افروخته می شوند. نباید تصور کرد که فرد پرخاشگر یعنی کسی که همیشه داد و بیداد می کند بلکه خیلی از اوقات این افراد خشم خود را با زدن بر چسبهای تحقیرآمیز و توهین به دیگران نشان می دهند . بی حوصلگی ، بی قراری و عجول بودن جزء خصیصه های این افراد به شمار می رود . این افراد نه برای خودشان احترام قائل اند و نه برای دیگران این گونه افراد در دراز مدت موفق نخواهد بود .
قاطعیت:
ویژگی افراد دارای این الگو ، بر قراری ارتباط صادقانه ، صریح ( مستقیم و روشن ) و توام با احترام متقابل و اصیل ( نه ظاهری) است . یک فرد قاطع هم حق وحقوق خود و هم حق وحقوق دیگران را محترم می شمارد. نکته قابل توجه در مورد افراد قاطع این است که آنها برخلاف افراد سلطه پذیر (که خود را متهم می کنند ) و بر خلاف افراد پرخاشگر ( که همواره دیگران را متهم می کنند ) در تبین و پیدا کردن راه حل به جای متهم کردن خود و یا دیگران به مسئله و چگونگی حل آن توجه می کنند . روانشناسان چنین سبکی از بر خورد را «مسئله مداری » می گویند این افراد نکات مثبت و منفی را هم در خود و هم در دیگران می بینند . به طور منصفانه و در عین حال هم برای خود و هم برای دیگران احترام قائل اند . بر همین اساس در حل تعارضات هم قادرند دیدگاههای خود را به وضوح بیان کنند و هم احترام خود ودیگران را حفظ نمایند . برهمین پایه این افراد در حل تعارضات بیشتر بر گفتگو تاکید می کنند . بنابراین در ایجاد ارتباط کاملا موفق عمل می کنند.1
قاطعیت در ارتباط بادیگران:
با ملاحظه چهار الگوی ارتباطی که بیان شد معلوم می شود که برای جلب مقبولیت در جمع و محیط های مختلف و محبوبیت دردل دیگران ، قاطعیت بهترین روش ارتباطی است . چرا که هر یک از ارتباط های دیگر دچار نقصی است که همگی آنها منجربه از بین رفتن اعتماد و ایجاد تنفر در فرد مقابل می شود و بالاخره محبوبیت قلبی را از میان می برد . و این عکس افراد قاطع است که به دلیل نحوه وسبک رفتاری خود اعتماد و احترام و محبت افراد مقابل را کسب می کنند و در نتیجه محبوبیت اجتماعی کسب می کنند .
البته این نکته لازم به تذکر است که ما نمی توانیم در واقعیت فردی را بیابیم که قاطع صرف یا پرخاشگر مطلق باشد بلکه هر فردی یک از این الگوها را به اندازه متفاوتی در خود دارد اما از یکی از الگوها بیشتر استفاده می شود . بنابراین ما نیزباید تلاش کنیم بیشتر الگوی ارتباطی در رفتارهای روزمره خود را الگوی قاطعیت قراردهیم .
هوش اجتماعی:
فردی که بتواند با الگوی صحیح ، ارتباط سالمی با دیگران برقرارکند و درکنار این ارتباط خصوصیات فردی و اجتماعی مثبت خود را (حسن خلق ، همدردی ، همراهی و....) به مرحله بروز برساند و به دیگران نشان دهد ، یقینا مورد توجه افراد واقع خواهد شد و دردید اکثریت آنها دارای مقبولبت و محبوبیت خواهد بود .
اما نکته ای که در اینجاست این است که چه استعداد و چه توانایی در فرد می تواند زیر ساخت و پایه چنین عملکرد هایی باشد؟ هر فردی باید دارای ویژگیهایی باشد تا بتواند این ارتباط سالم و خصوصیات اجتماعی لازم را به ظهور برساند . این ویژگیها و استعدادهای خاص را ، روانشناسان « هوش اجتماعی » نامیده اند .
« هوش اجتماعی » هنری است که در سایه آن می توان با دیگران ارتباط برقرار کرد و درغمها و شادیهای آنها شریک شد . کسانی که از نظر هوش اجتماعی قدرتمندند، می توانند کاملا راحت با افراد ارتباط بر قرار کنند و واکنشها و احساسات آنها را به سرعت دریابند، دیگران را رهبری کنند و سازمان دهند و به مشاجراتی که می تواند در هر فعالیت بشری شعله ور شود خاتمه دهند .
آنها افرادی هستند که دیگران دوست دارند با آنها باشند زیرا از نظر عاطفی به دیگران نیرو می دهند . حالتهای روحی خوبی درافراد بو جود می آورند و این فکر را در آنها بوجود می آید که اطراف فردی با این خصوصیات بودن چه سعادتی است و در یک کلمه می توان گفت این افراد در نظر دیگران از محبوبیت بسیاری برخوردار هستند.
مهارتهای هوش اجتماعی:
هوش اجتماعی برچند « مهارت » استوار است که باید آنها را در خود شناخت و تقویت کرد این مهارتهاعبارتند از :
1- سازماندهی گروهی : این مهارت برای کسی که «رهبر» می باشد ضروری است و شامل به دست گرفتن ابتکار عمل و همانگ ساختن تلاشهای گروهی مردم است. این استعداد معمولا در مدیران ، کارگردانان و .... با وضوح بیشتری دیده می شود .
2- ارائه راه حل : این مهارت همان استعداد میانجیگری ، اجتناب از تعارضها یا حل تعارضهای بوجود آمده است . افرادی که چنین خصوصیاتی دارند در داوریها ، وساطت و حل و فصل و مشاجرات توانایی زیادی دارند .
3- ارتباط بین فردی : این استعداد واردشدن در رویارویی با دیگران یا شناختن و پاسخ مناسب دادن به عواطف و علایق مردم است . چنین افرادی در کارها یا بازیهای گروهی موفق هستند . آنها می توانند همسرانی قابل اعتماد ، دوستان تجاری خوب و معلمان موفقی باشند .
4- تجزیه وتحلیل اجتماعی : این مهارت به معنای توانایی دریافت احساسات انگیزه و علایق دیگران و داشتن درکِ عمیق از آنها می باشد . این آگاهی سبب می شود آنها به سهولت با دیگران صمیمی شوند و در ایجاد روابط دوستانه و نشاط آور «خلاقیت » از خود نشان می دهند و از هر گونه برخورد یا اتفاق روزمره ، شرایطی برای دوستی و نشاط فراهم می آورند وروح خود را محدود نکرده و کردار یا گفتار منفی دیگران را به ذهن نمی سپارند و همواره دنبال فرصتی هستند تا دوستی تازه ای را آغاز کنند .2
بنابراین تمامی این مهارتها برای برقراری ارتباط های بین فردی و اجتماعی لازم بوده و در نحوه ارتباط تاثیری می گذارند وسبب جلب دیگران و موفقیت های اجتماعی و محبوبیت می شوند .
بهترین روش برخورد با مردم:
تمام خصوصیات فردی و اجتماعی که برای رسیدن به محبوبیت لازم است و بطور خلاصه به تعدادی از آنها اشاره شد ، را می توان در این کلام امیرالمومنین ( علیه السلام ) خلاصه کرد . بطوری که حضرت در وصیت خود به امام حسن ( علیه السلام ) می فرمایند : فرزندم در برخورد با دیگران خود را میزان قرار ده آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه را برخود نمی پسندی بر آنان نیز مپسند ، ستم نکن همچنان که دوست نداری به تو ستم شود ، نیکی کن همچنان که دوست داری به تو نیکی شود و آنچه را ازدیگران زشت می شماری از خود نیز زشت شمار . 3
نکته ای که حضرت اشاره می فرمایند و ما را به آن توجه می دهند این است که شما دوست دارید مردم چگونه و بر اساس چه روشی با شما رفتار کنند ، هر چه را برای دیگران پیشنهاد می کنیم همان بهترین روش است که شما نیز برهمان اساس با آنان رفتار کنید . اگر دوست دارید با شما مهربان باشند ، اگر دوست دارید با شما صادق باشند ، اگر دوست دارید به شما احترام گذاشته و با شما همدل باشند اگر دوست دارید به دیدار شما آمده و به عهد و پیمان خود وفادار باشند و.... همین اصول را هم شما در رفتار خود با دیگران پیاده کنید قطعاً خواهید دید که در روابط خود موفق بوده و مردم در مجالست ونزدیک شدن به شما تمایل نشان می دهند .
این دستورالعملی است که اگر بتوانیم در تمامی مراحل زندگی ، در ارتباط میان اعضای خانواده و در ارتباطهای اجتماعی به مرحله اجرا درآوریم، زندگی موفقی خواهیم داشت . زیرا آدمی به این مرحله از کمال نخواهد رسید مگر آن که خود خواهی ها ، خودبینی ها و.... را کنار بگذارد و در بعضی مواقع دیگران را برخورد ترجیح داده و ایثار کند و نسبت به مردم فداکار باشد . حضرت حتی این نکته را هم در بیان خود متذکر می شوند که در انجام امور محبت آمیز پیش قدم باشیم . آنجا که می فرمایند :« نیکی کن همچنان که دوست داری به تو نیکی شود »
بنابراین کسی که هرچیز را برای خود دوست داشت برای دیگران نیز بخواهد و حتی دیگران را برخود ترجیح دهد و در انجام این امور پیشتاز باشد بالطبع مردم نیز به دیده عظمت و احترام به او می نگرند و رشته محبت بین آنها ایجاد شده و محبوب نزد آنان خواهد بود . البته با رعایت این نکته که در این عمل خود «خلوص نیت» داشته باشد .
نتیجه:
پس به این نتیجه کلی می رسیم که بهترین شیوه جذب قلوب دیگران و رسیدن به درجه محبوبیت نزد مردم ( خانواده و جامعه ) ، کسب محبوبیت نزد خداوند متعال و اصلاح کردن رابطه بین خود و خدا می باشد . چرا که شرط رسیدن به این مقام طبق آیات و روایات ائمه (علیهم السلام) « ایمان و عمل صالح » می باشد . پس مومنانی نزد خدا محبوبند که ایمان و آثار آن در دل و جان آنها رسوخ کرده و در اعمال و کردار به مرحله بروز و ثبوت رسیده است و محبوبان حقیقتی چون رسول اکرم و ائمه اطهار ( سلام الله علیهم ) را الگوی زندگی خود قرار داده و متصف به صفات الهی شده اند و شرط اخلاص و بندگی را در زندگی فراموش نکرده اند و چیزی را جز برای محبوب و معشوق (الله) خود نمی خواهند و....لذا خداوند نیز آنان را دوست می دارد و به آنها عشق می ورزد . چنین افرادی یقیناً محبوب نزد مردم نیز خواهند بود . « چون که صد آید نود هم پیش ماست ) و خداوند قادر و متعال عشق ومحبت آنها را در دل بندگان خود قرارمی دهد . بطوری که اگر خود می خواستند به این هدف دست یابند شاید نمی توانستند.
خداوند متعال می فرماید :
اگر با تمام آنچه در زمین است می خواستی بین آنها الفت و محبت و دوستی برقرار کنی نمی توانستنی ولی خداوند بین قلوب آنان الفت و محبت ایجاد کرد
کاریزما «توانایی القای اشتیاق، علاقه، یا تاثیر بر دیگران با استفاده از جذابیت یا اثرگذاری شخصی» تعریف شده است. این توانایی هم قابل توصیف است و هم میشود آن را یاد گرفت.
من در کودکی و نوجوانی از خجالتی بودنم خیلی رنج میبردم. موقع رو به رو شدن با آدمهای جدید دستپاچه میشدم و تقریبا تا ۱۰ سالگی هم در جمع صحبت نمیکردم.
بالاخره یک وقت با خودم فکر کردم که ناراحت و نادیده ماندن در جمع، بیش از اندازه برایم گران تمام میشود، و بعد تصمیم گرفتم خودم را مطرح کنم.
امروز من به عنوان بنیانگذار شرکتی که مدیران، کارآفرینان، و گروههای Fortune 500 را به افرادی قدرتمند در برقراری ارتباط تبدیل میکند، فهمیدهام که یک چیز در همهی این آدمها مشترک است، و آن اینکه همهشان میخواهند کاریزماتیک و تاثیرگذار باشند. پرسشی که آنها همیشه مطرح میکنند این است که « آیا میشود مهارت تاثیرگذاری و کاریزماتیک بودن را یاد گرفت؟»
دستپاچگی و خجالتی بودنم در سالهای کودکی، در واقع یک موهبت بود، چون حالا میدانم که این مهارتها را میشود یاد گرفت. این یادگیری برای بعضیها خیلی زودتر اتفاق میافتد، اما برای من و خیلیهای دیگری که با آنها کار کردهام، چیزی شبیه یک ابداع تازه است!
کاریزما را نمیشود خیلی تر و تمیز توی جعبه گذاشت و به کسی تقدیم کرد؛ به شخصیت و ژست و عنوان حرفهای و وضعیت اقتصادی هم ربطی ندارد. محققان دانشگاه MIT دریافتهاند که برقرار کردن ارتباط با مردم، همان چیزی است که مولد کاریزماست. بله، کاریزما در واقع مهارتی اجتماعی است که مانند بسیاری از مهارتهای دیگر، آموختنی است.
آیا شما هم میخواهید شخصیت کاریزماتیک داشته باشید؟ اینها ۶ توصیهی لو سولومون (Lou Solomon) برای دستیابی به کاریزما هستند، خواه مدیر باشید خواه نه:
۱. حواستان را جمع کنید

توجه مانند یک جریان الکتریکی است که ما آدمها را به هم وصل میکند. وقتی کسی در حال سخنرانی، مدیریت جلسه یا در تلاش برای گفتگو ست، خوب نیست که حواسمان پرت باشد. توانایی تمرکز در زمانی که فکرتان منحرف شده و بازگرداندن افکار به زمان حاضر، عادتی مدیریتی است که نیاز به تمرین مداوم دارد.
۲. انسانیت را، پیش از سِمت و رتبه، در اولویت قرار بدهید

مدیرانی که رابطهی انسانی را در اولویت قرار میدهند، قابل اعتمادتر از کسانی هستند که شهرتشان را مقدمتر میدانند. نگاه کردن در چشمهای طرف مقابل، وقت زیادی نمیگیرد. منظورم ارتباط چشمی برقآسا و لحظهای نیست. وقتی به طرفتان نگاه مختصری میاندازید و سریع چشمتان را بر میگیرید و به افکار خودتان برمیگردید، او حتما متوجه میشود. منظورم احساسی است که شخصی با صرف لحظاتی برای برقراری ارتباط چشمی با طرف مقابل، در او ایجاد میکند.
۳. آدمها را از درونشان بیرون بکشید

یکی از تواناییهای آدمهای کاریزماتیک این است که برقراری ارتباط با دیگران را برایشان لذتبخش میکنند. آنها این کار را با کنجکاو بودن، پرسیدن سوال، گوش دادن و مثبت بودن انجام میدهند. آدمهای خوشبینی که صمیمانه به شنیدن حرفهای طرف مقابل علاقه نشان میدهند، کاریزمای ذاتی دارند. آنها در مذاکرات و در معرفی کالا و خدمات موفق هستند. اگر دربارهی آدمهای دیگر کنجکاو نباشید، آن وقت در گفتگوها به مشکل برمیخورید.
۴. به زبان بدن خود توجه کنید

برخی از مهمترین نشانههای غیرزبانی برقراری ارتباط، لحن گرم صدا، حالت دوستانهی چهره، ایما و اشارههای ساده، و نزدیک و رو به روی دیگران ایستادن است. حتی فشردن صمیمانه دست هم میتواند به آغاز یک رابطه بینجامد.
۵. از دلِ ضعف، قدرت بگیرید

بیشتر مدیران اجرایی که به من مراجعه میکنند، به استفاده از تجربه و خرد خودشان در برقراری ارتباط با دیگران، اعتماد ندارند. ولی وقتی میفهمند تواناییهای لازم برای یک رهبر خوب بودن در وجودشان هست، شگفت زده میشوند. بیان یک داستان شخصی، رابط قدرتمندی برای برقراری ارتباطات انسانی است. توانایی قدرت بخشیدن به دیگران از طریق به اشتراک گذاشتن آنچه زندگی به شما آموخته، بخش مهمی از مدیریت صحیح و موفق است.
۶. هرگز سعی نکنید ادا در بیاورید

در تلاش برای برقرای یک ارتباط فریبکارانه، دستمان خیلی زود رو میشود. مغز ما ناسازگاری را در عرض یک میلی ثانیه تشخیص میدهد. پیش و بیش از هر چیز، دنبال یادگیری باشید. حقیقت زندگی، در پیشبرد و توسعهیخودآگاهی نهفته است.
علاوه بر ۶ ویژگی بالا، جان سی مکسول (John C. Maxwell) هم این ۴ توصیه را برای شما دارد:
۷. عاشق زندگی باشید
آدمهای کاریزماتیک با تمام وجود زندگی را دوست دارند. همیشه شاد هستند، نه شاکی. شادی و گرمی از ویژگیهای آنهاست. پرانرژی و درخشاناند و این ویژگیها را به دیگران هم منتقل میکنند. برای نشان دادن قدرت کاریزما، فقط یک لبخند کافیست. وقتی به مردم لبخند میزنید، در جوابش هم لبخند میبینید. ما طوری طراحی شدهایم که انرژی اطرافیانمان را جذب کنیم. آدمهایی که عاشق زندگی هستند، کاریزما دارند چون فضا را پر از انرژی مثبت میکنند.
۸. انتظار بهترینها را داشته باشید

آدمهای کاریزماتیک، از دیگران انتظار بهترینها را دارند. آدمها را طوری میبینند که میتوانند باشند، نه آن طور که هستند.
وقتی روی آدمها سرمایهگذاری میکنید و آنها را به سوی نیروهای بالقوهشان سوق میدهید، آنها عاشق شما خواهند شد.
۹. امیدبخش باشید

کاریزماتیکها با ترسیم فردایی روشنتر از امروز در ذهن آدمها، با آنها ارتباط برقرار میکنند. برای آنها، آینده سرشار از فرصتهای شگفتانگیز و رویاهای دستیافتنی است. آنها خوشبینی را به آدمهای دور و برشان القا میکنند و روحیهشان را بالا میبرند. آنها به واقعیتهای کنونی توجه دارند، اما تسلیم شرایط موجود هم نمیشوند.
۱۰. داراییهایتان را با دیگران شریک شوید

کاریزماتیکها، درواقع با سهیم کردن دیگران در دانش، داراییها و فرصتهای خاص خودشان، به آنها ارزش میدهند. قدرت با هم بودن را با تمام وجود درک میکنند و ارزش آن را میدانند. آنها تنها نیستند.
وقتی حرف کاریزما به میان میآید، ختم کلام به فکر دیگران بودن است.
برگرفته از: success
متقاعد کردن دیگران معمولا کار دشواری است، بهخصوص اگر شما دلیل مخالفت آنها را ندانید. پس قدم اول این است که دیدگاهها و نقطهنظرات خود را با مخاطب در میان بگذارید. باید بهگونهای در مورد برنامههای خود با آنها صحبت کنید که چارهای جز موافقت نداشته باشند.
متقاعدکردن، از مهارتهایی است که همهی افراد باید آن را یاد بگیرند. برای رسیدن به اهدافمان در محلِ کار، خانه و در زندگیِ اجتماعی باید یاد بگیریم چگونه، دیگران را با خود همراه کنیم. پس اگر به دنبال زندگی شادتری هستید، این ۱۵ تکنیک طلایی را امتحان کنید.

۱. «اثر ارّابهی موسیقی» را به خاطر داشته باشید
اثر ارابهی موسیقی، بر این اصل استوار است که هیچکس دوست ندارد از جمع طرد شود و یا سخنانش نادیده گرفته شود. وقتی شما دیدگاه خود را بهگونهای مطرح میکنید که گویی افراد زیادی با آن موافق هستند، درواقع تلاش میکنید مخاطب را با خود همراه کنید. این یکی از روشهای مورد علاقهی سیاستمداران است. مثلا فرض کنید یکی از اهالی سیاست در کانادا در سخنرانی خود بگوید: «مردم کانادا می خواهند…». اکنون باید پرسید که او از کجا میداند مردم کانادا چه چیزی میخواهند؟ حقیقت این است که وی اصلا در این زمینه اطلاعی ندارد. اما از این روش برای جلب توجه و تأثیرگذاری بر مخاطب استفاده میکند. وقتی مردم حس کنند که افراد دیگری نیز با آنها همعقیده هستند. با مقاومت کمتری سخنان شخص گوینده را قبول میکنند.
به زبان سادهتر «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو». پس اکثر مردم ترجیح میدهند راهی را انتخاب کنند که بقیه هم با آن موافق هستند.
۲. شفاف سخن بگویید
وقتی شفاف و صریح حرف زدهایم که پیام را به طور مستقیم به مخاطب برسانیم. پس، از مبهمگویی و در لفافه سخنگفتن، بپرهیزید. یاد بگیرید که صریح باشید، حرف خود را بدون تعارف و رودربایستی بزنید و تأثیر شگفتانگیز آن را بر مخاطب خود ببینید. اگر حرف خود را بهگونهای بیان کنید که جدی و واقعی به نظر برسد، ولی واقعیت امر چیز دیگری باشد، خیلی زود به دردسَر میافتید. مخاطبان شما خیلی زود متوجه میشوند، به همین خاطر حرفی که صریح و شفاف بیان شود، بهتر هم از سوی مخاطب پذیرفته میشود..
۳. شوخطبع باشید
وقتی میخندید، احساس خوبی دارید. وقتی حس خوبی دارید، لبخند میزنید. خوشخُلق بودن، موجب جلب توجهِ دیگران میشود و تأثیر کلام شما را در مخاطب، افزایش میدهد. همواره به یاد داشته باشید یک روش قدرتمند برای جلبِ توجه و متقاعدکردن مخاطبان، شوخطبعی است.
۴. تکرار کنید
بهتر است کلمات، صداها و تصاویر برای تأکید بر موضوع اصلی، بارها تکرار شوند. نکتهی مهم این است که دفعات تکرار یک لغت، تصویر و یا هر ایدهی دیگری کاملا بستگی به گوینده دارد. فقط فراموش نکنید، تکرار و بازگوییِ هر ایدهای، اثر مطلوبی بر شنونده دارد.
۵. قانون «تکرار سه باره» جواب میدهد
![]()
قانون تکرار سه باره بر این اصل استوار است که اگر سخنی را سه بار تکرار کنید، تأثیرگذاری آن بیشتر میشود. استفاده از روشهای متفاوت در هر بار تکرار پیام، نشانهی قدرت گوینده است و این امکان را میدهد تا سخنران، نظرات خود را کاملتر بیان کند و بر روی نکات مهم، تمرکز بیشتری داشته باشد. این روش، قدرتِ بهخاطرسپاری پیام را در مخاطبان نیز افزایش میدهد.
۶. صمیمانه رفتار کنید
با استفاده از تصاویر مناسب و تلفیق آن با صدایی خوشایند، گرم و صمیمی، حسِ اطمینان را در مخاطب بهوجود آورید. نتیجهی این کار چیست؟ مخاطبان، احساس صمیمت بیشتری میکنند، حسی که همه دوست دارند آن را تجربه کنند و این نفوذِ کلام شما را افزایش میدهد.
م
۷. کاریزماتیک باشید
افرادی که سعی در متقاعدکردن دیگران دارند، باید ظاهری جذاب، محکم و مطمئن داشته باشند. این مسئله در پیامهای سیاسی نِمود بیشتری دارد. مردم، اغلب از رهبران کاریزماتیک پیروی میکنند، حتی زمانی که با مواضع آنها مخالف هستند. شاید شما بهخاطر نمیآورید، اما مردم کانادا در چند دههی پیش عاشق مردی به نام پیر ترودوشدند که با بیان شیوا و جذابِ خود توانسته بود، فضای سیاسی کانادا را به تسخیر خود درآورد.
۸. با کمک مشاهدات، پیشبینی کنید
گاهی اوقات، افراد برای متقاعدکردن دیگران از چند واقعیت کوچک، نتایج بزرگی میگیرند. لازم است در ابتدا پیچیدگیِ واقعی یک موضوع را نادیده بگیریم. وقتی عاملی قابل پیشبینی است، احتمال وقوع آن نیز وجود دارد. پس مردم آن را باور میکنند. اطمینان از امکانِ وقوع یک موضوع، موجب ترغیب دیگران به باور موضوع مورد نظر میشود.
۹. از مخاطب خود تمجید کنید
تملق گویی، تعریف و تمجید از مخاطب یکی از راههایی است که افراد، معمولا برای ترغیب و متقاعدکردن مخاطبان خود انتخاب میکنند. مثلا با گفتن جملاتی چون «شما سخت کار میکنید، پس لایق بهترینها هستید» تلاش میکنند توجه مخاطب را به خود جلب کنند. مردم عاشق ستودهشدن هستند.
(مطمئنا هر کسی به باهوشی شما متوجه قدرت این روش می شود!)
۱۰. مفاهیم عام همیشه جواب میدهند
لغاتی مانند دموکراسی، آزادی، برابری یا پیشرفت، اغلب برای ترغیب دیگران به کار گرفته میشود. این لغات، مفاهیم مثبتی دارند که اکثر افراد آن را قبول دارند. به کار بردن این مفاهیم در کلام به مخاطب کمک میکند تا دیدگاه شما را بپذیرد.
۱۱. حرف تازهای بزنید
مردم جذب ایدههایی میشوند که درخشان و کاملا جدید باشند. حتی اگر ایدهی شما نو نباشد، باز میارزد که دستی به سر و روی آن بکشید و ظاهری تازه به آن ببخشید. میتوان ایده ای قدیمی را به مخاطبانی جدید یا به شیوهای نو ارائه داد.
۱۲. از قدرت نوستالژی غافل نشوید
افراد از این روش استفاده میکنند تا تداعیکنندهی خاطرات خوش مخاطبان در زمان گذشته باشند. ایجاد حس دلتنگی و تداعی خاطرات و تجربههای خوش گذشته برای افراد مختلف بهویژه سالمندان، میتواند در متقاعدکردن و ترغیب مخاطبان، بسیار مثمرِثمر باشد.
۱۳. از پرسشهای تأکیدی بهره بگیرید
پرسش تاکیدی یا همان استفهام انکاری یعنی در قالب یک پرسش، موضوعی را مطرح کنید، بدون آنکه بهدنبال پاسخ مشخصی برای پرسش باشید. در حقیقت پرسشهای تأکیدی نیاز به پاسخ ندارند، چون پاسخ کاملا مشخص است و مخاطبان نیز با آن موافقند! مثال: کیست که به آب نیاز نداشته باشد؟
۱۴. مقایسه کنید
در این روش معمولا دو چیز با هم مقایسه میشود. سخنرانان از این روش برای مقایسه بین موضوعِ جدید و موضوعی که برای مخاطب، آشنا و شفاف است، استفاده میکنند. مزیت استفاده از این روش آن است که ایدههای مختلف را میتوان در عبارتی کوتاه یا با بیان چند کلمه، توضیح داد.
۱۵. قربانی کنید

در این روش کسی یا چیزی را پیدا میکنیم تا مشکلات فعلی را به گردن او بیندازیم. این روشی که معمولا در دنیای سیاست کاربرد دارد. برای مثال، حزبی که قدرت را در دست ندارد، معمولا همه مشکلات را به گردن حزبی میاندازد که قدرت در دستش است و همواره آن را به خاطر مشکلات فعلی مقصر جلوه میدهد.
برگرفته از: slideshare.net
وسایل رسول خدا(ص)برای بدست آوردن دل انسانها
![]()
وسیلهی اول: خدمت کردن به مردم و برآورده کردن نیازهایشان
انسانها به دوستی کسانی که به آنان احسان کردهاند جلب میشوند و به کسانی که برای برآوردن نیازهایشان کوشیدهاند تمایل پیدا میکنند از این رو: احسن إلى الناس تستعبد قلوبهم فطالما استعبد الإنسان إحسان ..
با مردم نیکی کن تا دلهای آنان برده شوند همانا انسان همواره برده نیکی بوده.
در بین مردم برای بدست آوردن دلش،. خانواده و اقوام در اولویت هستند که دلشان را بدست بیاورید، به همین دلیل رسول خدا (ص) فرمودند: «خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لأَهْلِهِ وَأَنَا خَيْرُكُمْ لأَهْلِى»به این معنا که بهترین شما کسانی هستند که برای خانوادهی خود بهتر باشد و من بهترین شماها هستم برای خانوادهام. وقتی از عایشه (رضی الله عنها) سوال شد: رسول خدا (ص) در خانه کارش چه بود؟ گفتند در خدمت خانوادهاش بود و وقتی وقت نماز میآمد وضو میگرفت و برای نماز میرفت.
بدیهی است وقتی در میان ما کسی باشد که به جذب دل نزدیکانش، مانند: پدر، مادر، همسر، اقربا و فامیل، اهمیتی ندهد نزدیکانش نسبت به او آزرده میشوند و در دل کینه دارند زیرا در حقشان کوتاهی شده و داعی وقتی برای انجام وظیفهاش نسبت به آنان نگذاشته بود.
از دیگر اصناف مردم که بایستی دلشان را بدست آوریم و آنان هم برتری دارند همسایه است. زیرا رسول خدا (ص) فرمودهاند: «مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَلْيُكْرِمْ جَارَهُ»؛ یعنی کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید احترام همسایهاش را بگیرد.
و چه احترام و اکرامی برتر از اینکه آنان را بسوی هدایت و تقوا دعوت کنی و نیز رسول خدا (ص) – بهترین صلات و سلام خدا بر او باد- فرموده است: «لَا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يُحِبَّ لِأَخِيهِ أَوْ لِجَارِهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ» یعنی اینکه هیچ کس از شما ایمان ندارد مگر اینکه آنچه را برای خود دوست دارد، برای برادرش یا فرمود همسایهاش نیز دوست بدارد.
برای همین لازم است با همسایه رفتار محبت آمیزی داشته باشیم با سلام کردن شروع کنیم، به هنگام مریضی به عیادتش برویم، در مصیبتش او را دلجویی کنیم و شادیهایش را به او تبریک بگوییم، از اشتباهاتش بگذریم، به دنبال معایب او نباشیم، اگر عیبی از او نمایان شد آن را بپوشانیم، با هدیه دادن و زیارتش به او اهمیت بدهیم، در کار معروف با او همکاری کنیم و از کارهایی که موجب آزار او میشود بپرهیزیم، زیرا رسول خدا (ص) ایمان کامل را از کسانی که همسایهشان را اذیت میکنند نفی فرمود: «لاَ يُؤْمِنُ وَاللَّهِ لاَ يُؤْمِنُ وَاللَّهِ لاَ يُؤْمِنُ وَاللَّهِ مَنْ لاَ يَأْمَنُ جَارُهُ بَوَائِقَهُ قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ ، مَا بَوَائِقُهُ»، سه بار رسول خدا (ص) سوگند خورد به خدا که ایمان ندارد! یکی گفت: ای رسول خدا چه کسی؟ گفت آنکس که همسایهاش از اذیت و شر او در امان نباشد.
از دیگر اصناف مردم که باید آنان را به همکاری خود بیاورید و دل آنان را بدست بیاورید کسانیاند که به شما نیاز دارند اگر پزشکی دل مریضت را بدست بیار، اگر معلم یا مدرس هستی دل شاگردانت را بدست بیار و اگر کارمند هستی دل مراجعینت را بدست بیار، لازم است برای بدست آوردن دل آنان بیشترین تلاش و نهایت خدمت را بکنید و کارهایشان را خیلی زود انجام داده و به تأخیر نیاندازید چه بسیار میشنویم کارمندانی که نفرین میشوند زیرا کار مردم را به تأخیر میاندازند و وظیفهشان را انجام نمیدهند. امام ترمذی و ابوداوود با سندی صحیح از رسول خدا (ص) روایت میکنند که فرموده: «مَنْ وَلاَّهُ اللهُ شَيْئاً مِنْ أُمُورِ المُسْلِمِينَ، فَاحْتَجَبَ دُونَ حَاجَتِهِمْ وَخَلَّتِهِمْ وَفَقْرِهِمْ، احْتَجَبَ اللهُ دُونَ حَاجَتِهِ وَخَلَّتِهِ وَفَقْرِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» کسی که خداوند کاری از امور مسلمین را به او بسپارد و او برای اینکه نیاز آنان را برآورده نکند خود را پنهان کند و آنان را رها کند و آنان را فقیر کند، وقتی او به خدا احتیاج دارد خدا از او خود را پنهان میکند و او را تنها و فقیر در روز قیامت میگذارد.
مقصود ما این است مسئولیتها فرصتی برای بدست آوردن دلهای مردم و تبلیغ و دعوت بسوی خدا است.
علت اینکه این سه گروه از مردم را برگزیدیم – خانواده، فامیل و همسایهها و کسانی که در انجام کارها به آنان میرسیم_ به دو سبب بوده: ۱. ملاقات بیشتر ۲. کوتاهی بیشتر نسبت به آنان و یا نادیده گرفتن حقوقشان سبب رویگرداندن آنان از چیزی که به سوی آن دعوتشان میکنیم میشود.
پس مسلمان – صرف نظر از اینکه داعی است یا نه – لازم است همهی مردم اخلاق و فداکاریهایش را بپذیرند و به همین خاطر خدیجه اینطور رسول خدا (ص) را وصف کرد: «شما صله رحم میکنید، بار دیگران را بر میدارید، به مستمندان کمک میکنید، خدمت مهمانان را بجا میآورید و کسانی را که در راه حق دچار مصایب و مشکلات میشوند یاری میدهید.»
وسیلهی دوم: بردباری و فرونشاندن خشم و غضب
بعضی اوقات مردم در مورد شما اشتباه میکنند، وعده میدهند و خلف وعده میکنند یا تأخیر میکنند و یا زخم زبان دارند لازم است برای بدست آوردن دلها بردبار باشید و خشم و غضب خو را فرو نشانید و تحمل کنید زیرا شما دارای هدف و غایتی هستید که میخواهید به آن برسید، پس لازم است بهترین برخورد را داشته باشی و خداوند این گروه از داعیان را میستاید و میفرماید: «الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّـهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »﴿آل عمران: ١٣٤﴾
«کسانی که در راحت و رنج انفاق میکنند و خشم خود را فرو میخورند و از مردمان در میگذرند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. »
انس (رض) میفرماید من پشت سر رسول خدا (ص) او را همراهی میکردم و بر تن رسول خدا (ص) عبا یا ردای حاشیهدار محکمی بود که عربی بادیهنشین، ایشان را دید و خود را به ایشان رسانید و محکم به سمت خود کشید و تند تکان داد تا عبای رسول خدا (ص) از روی شانههایش پایین آمد و اثر کشیدن بر جسم مبارک رسول خدا (ص) دیده میشد. و گفت: ای محمد دستور بده از مال خدا که در دست داری چیزی به من بدهند! رسول خدا (ص) به او نگاه کرد و خندید و دستور داد به او چیزی بدهند و عطا کنند.
این موضعگیری و برخورد سید مخلوقات است – که بهترین درود وسلام براو باد- نیازی به تحلیل نیست و چیزی بگوییم غیر از اینکه آنکه حق تعالی در وصف او بیان نموده: «وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ» ﴿القلم: ٤﴾
وسیلهی سوم: مهربان بودن و چشم پوشی در معامله
رسول خدا (ص) اصول معاملات را بگونهای بیان میکند که مسلمانان از این راه به دلها نفوذ کنند و دوستی و محبت بدست بیاورند: «رَحِمَ اللهُ رَجُلاً سَمْحاً إِذَا بَاعَ وَإِذَا اشْتَرَى وَإِذَا اقْتَضَى»، رحمت خداوند مشمول کسی میشود که وقتی میفروشد دست و دل باز باشد و وقتی میخرد دست و دل باز باشد، وقتی حق خود را درخواست میکند مهربان باشد.
مهربانی در معامله این است که سختگیر و خسیس نباشد و در کالایی که دارد میفروشد بر نفع و سود آن زیاده روی نکند، در معامله با مردم بدخو نباشد. مهربانی خریدار این است با فروشنده زیاد چانه نزند بلکه نفس سخاوتمندی داشته باشد بخصوص وقتی که خریدار غنی باشد و فروشنده فقیر و ندار باشد؛ و مهربانی در تقاضای حق یعنی وقتی کسی حق خود را میخواهد و یا قرضش را میخواهد با نرمی و مهربانی حق خود را بطلبد و وقتی که میبیند کسی تنگدست و ندار است از حق خود بگذرد و یا به او مهلت دهد. در حدیثی مرفوع از ابوهریره روایت شده است مردی به مردم قرض میداد و وقتی میدید که طرفش ناتوان است به شاگردانش میگفت از او بگذرید تا خداوند از ما بگذرد و خداوند او را مورد گذشت خود قرار داد.
و مهربانی در ادای حق دیگران: یعنی وفاداری به تمام حقوقی که دیگران به گردن او دارند – اعم از قرض یا هر حق دیگری- به بهترین وجه و در وقت مقرر پرداخت نماید. ببینید رسول خدا (ص) چطور به قلب طلبکارش نفوذ کرد که امام بخاری داستان آنرا در صحیح خود از ابوهریره روایت میکند:
مردی پیش رسول خدا (ص) آمد در طلب حق خود زیادی سخت گرفت اصحاب خواستند او را بگیرند رسول خدا (ص) فرمود: او را رها کنید زیراصاحب حق باید حرفش را بزند سپس گفت به او همانند قرضش را بدهید گفتند چیزی نداریم مگر اینکه بهتر از قرضش باشد رسول خدا (ص) فرمود همان را به او بدهید، براستی بهترین شما کسی است که حق دیگران را بهتر ادا کند. و آن مرد در حق من وفا کرد، خدا در حق شما وفا کند.
اخلاق بد اعمال را فاسد میکند حداقل لبخند و گشاده رویی، حق برادر مسلمان توست و در راه پیدا کردن بسوی دلها اثر دارد، برای همین است رسول خدا (ص) میفرماید «لَا تَحْقِرَنَّ مِنْ اَلْمَعْرُوفِ شَيْئًا وَلَوْ أَنْ تَلْقَى أَخَاكَ بِوَجْهٍ طَلْقٍ» هیچ چیزی از معروف و کارهای نیک را حقیر مدانید حتی اینکه با برادر خود گشاده رو باشید. «وجه طلق» این است که با برادرت سر حال و خندان باشید.
عبدالله پسر حارث میگوید، هیچکس را ندیدم به اندازه رسول خدا (ص) لبخند بزند و تبسم کند و جریر میگوید رسول خدا (ص) از وقتی که مسلمان شدم چیزی را از من پنهان نکرد، هرگاه مرا میدید لبخند میزد.
رسول خدا (ص) با آغوش باز با بزرگ وکوچک برخورد میکرد به آنان لطف میکرد و شوخی میکرد و شوخی میکرد و او همیشه حق میگفت.
دو نمونه از شوخیهای رسول خدا (ص) برای بدست آوردن دل اصحاب:
شوخی اول که امام احمد از انس روایت میکند: مردی بادیه نشین و بدقیافه که نامش زاهر بود و رسول خدا (ص) او را دوست میداشت، روزی رسول خدا (ص) آمد و او مشغول فروختن بود، رسول خدا (ص) از پشت او را در آغوش گرفت زاهر رسول خدا (ص) را ندید و گفت مرا رها کن. وقتی متوجه شد که رسول خدا (ص) است پشتش را به سینه مبارک رسول خدا (ص) چسپاند. رسول خدا (ص) گفت کی این بنده را از من میخرد؟ آن مرد گفت: ای رسول خدا (ص) به خدا روی دستت میمانم و بیمشتری میشوی. رسول خدا (ص) فرمود: شما نزد خدا بیمشتری نیستی.
شوخی دوم: رسول خدا (ص) با بچهها شوخی میکرد و سبب خوشحالی آنان میشد. امام بخاری از انس حدیثی را روایت که میگوید در میان مردم رسول خدا (ص) بهترین اخلاق را داشت، برادری داشتم از شیر گرفته شده بود او را (ابا عمیر) مینامیدند ابا عمیر پرنده مریضی داشت که نام آنرا نغیر گذاشته بود
رسول خدا (ص) با آن بچهی کوچک شوخی میکرد و میگفت: ای اباعمیر نغیر چه کرد؟
بدینسان برادر دعوتگرم، رسول خدا (ص) راهی را ترک نکرد تا به دلها نفوذ کند مگر آن راه، حرام باشد و وقتی حرام بود دورترین از آن بود.
وسیلهی چهارم: احترام به مسلمانان
رسول خدا (ص) احترام کسی را که براو وارد میشد میگرفت. و عبای خود را برای او پهن میکرد و او را بر خود برتری میداد. بالش خود را به او میداد واگر او نمینشست به او اصرار میورزید که او را برهمان جا بنشاند. منزلت مردم را درک میکرد و به هر که در جای خود احترام میگذاشت و حرمت کسانی را که دارایشان اجتماعی بودند نگه میداشت مثلاً: در روز فتح مکه فرمود: کسی که وارد خانه ابو سفیان شود در امنیت میباشد و فرمود: «لَيْسَ مِنْ أُمَّتِى مَنْ لَمْ يُجِلَّ كَبِيرَنَا، وَيَرْحَمْ صَغِيرَنَا وَيَعْرِفْ لِعَالِمِنَا حَقَّهُ»؛ «یعنی کسی که احترام بزرگانمان را نگیرد و به کوچکانمان رحم نکند و شأن دانشمندانمان را نگه ندارد از ما نیست»
در اینجا نکته دیگری که لازم است بدان توجه شود احترام گذاشتن به رأی کسی است که با تو – در مسائلی که اجازه اختلاف نظرات در آنان داده شده است – مخالف است. در این موارد بایستی با وسعت نظر او را متهم به جهل و کم دانشی نکنیم و وی را مورد سوء ظن قرار ندهیم و در ظاهر سالم باشد و برای باطن او قضاوت نکنیم.
از مسائل دیگر، لزوم احترام گذاشتن به کسی که در حال سخن است و عدم قطع سخن وی است. ابن کثیر (رح) میگوید: رسول خدا (ص) هرزمانی که با کسی سخن میگفت با تمام وجود به او توجه میکرد و کاملاً به او گوش میداد و سخن او را قطع نمیکرد تا سخنش تمام گردد.
وسیلهی پنجم: کلام شیوا و زیبا
رسول خدا (ص) دیگران را تشویق میکرد که سخن طیب و کلام زیبا بر زبان بیاورند، چنانکه فرموده است: «أَلْكَلِمَةُ الطَّيِّبَةُ صَدَقَةٌ» کلام درست و پاک صدقه است. زیرا گفتار نیک در همبستگی دلها و پاک شدن نفوس تأثیر دارد. البته گفتار نیک فقط این نیست که حقیقت را به دیگران برسانید بلکه مهمتر از آن، شیوهای است که برای بیان آن حقیقت به کار میگیرد. رسول خدا (ص) میفرماید: «زَيِّنُوا الْقُرْآنَ بِأَصْوَاتِكُمْ» وَفِي رِوَايَةٍ: «حَسِّنُوا الْقُرْآنُ بِأَصْوَاتِكُمْ، فَإِنَّ الصَّوْتَ الْحَسَنَ يَزِيدُ الْقُرْآنَ حُسْنًا». قرآن را با صداهایتان آراسته کنید براستی صدای زیبا، به زیبایی قرآن میافزاید.
پس به طریق اولی باید به دعوتگران بگوییم: دعوت را به کلام زیبا آراسته نمایید براستی کلام زیبا به دعوت و جذابیت آن میافزاید... به ویژه به هنگام نصیحت کردن؛ براستی نصیحت داروی تلخی است با کلام شیرین آنرا همراه کنید و از کسانی باشید که به حق عمل میکنند و به مخلوق رحم، بشنوید از یحیی بن معاذ که میگوید:
«بهترین چیز، کلام مهربانی است که از دریای عمیق (دانش) و از زبان مردی مهربان در بیابد» و چقدر کلام بد و ناشایست که صاحبش آن راگفته و هیچ توجهی به نتیجه آن و تبعات آن نکرده که دلها را از هم جدا کرده و صفها را به هم زده و حقد و بغض را به ارمغان آورده و تیرگی و دشمنی ایجاد کرده است.
رسول خدا (ص) میفرماید: «إِنَّ الْعَبْدَ لَيَتَكَلَّمُ بِالْكَلِمَةِ مَا يُتَبِّنُ فِيهَا يَزِلُّ بِهَا فِى النَّارِ أَبْعَدَ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِب» براستی بنده سخنی را بر زبان میآورد که در معنا و محتوای آن دقت نمیکند به واسطه آن به آتشی سقوط میکند که (فاصله ابتدا و انتهای آن) دورتر از بین مشرق و مغرب است.
برادر بزرگوار این وسیله را با این نکته تربيتی خاتمه میدهم که بین رسول خدا (ص) و مادر مؤمنان عایشه (رض) رخ داده است. عایشه (رض) میفرماید جماعتی بر رسول خدا (ص) داخل شدند و گفتند: «السَّامُ عَلَيْكَ»! عایشه (رض) میگوید فهمیدم چه گفتند و من گفتم: «بَلْ عَلَيْكُمْ السَّامُ وَاللَّعْنَةُ»! رسول خدا (ص) گفت: آرام ای عایشه و گفتم ای رسول خدا (ص) نشنیدی؟ رسول خدا (ص) در جواب آنان گفتم: «وَعَلَيْكُمْ » از این رو لازم است با دقت در شیوه کلام رسول خدا (ص) با اهل فجور، فسوق و کفر بیندیشیم و با دید بصیرت و حکمت از آن درس بگیریم.
وسیلهی ششم: تواضع و نرمخویی
براستی رسول خدا (ص) با تواضع و نرمخویی که داشت توانست که دل مردمانی که در اطرافش بودند را کسب کند. انس در بیان تواضع رسول خدا (ص) میگوید که زنی کم عقل نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت من پیش تو حاجتی دارم و رسول خدا (ص) گفت: بنشین ای ام فلان و در هر راهی بخواهی مینشینم و با تو مینشینم تا حاجتت را انجام دهم و رسول خدا (ص) نشست تا حاجتش را انجام داد. در صحیح بخاری آمده که میگوید: هرگاه کنیزی از کنیزان مدینه میخواست دست رسول خدا (ص) را میگرفت به هر جای او را با خود میبرد تا حاجتش را انجام میداد.
روزی مردی بر رسول خدا (ص) وارد شد از هیبت حضرت رسول خدا (ص) لرزه گرفت رسول خدا (ص) به او گفت راحت باش زیرا که من پادشاه نیستم بلکه پسر زنی از قریش هستم. و با این روش فروتن و نرمخوی بود به درون دلها نفوذ میکرد و اطرافیان را جذب خود کرد. و اما ظاهر شدن بعنوان استاد و به دید حقارت به دیگر مسلمانان نگاه کردن، از صفات شیطانی است که غیر از بغض و قطع رابطه چیزی را به ارمغان نمیآورد. که شیطان گفت: «أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ» ﴿الأعراف: ١٢﴾ من از او (آدم) بهترم زیرا مرا از آتش خلق کردی و آدم را از گل. و رسول خدا (ص) فرمود: « مَنْ كَانَ هَيِّنًا لَيِّنًا سَهْلًا قَرِيبًا حَرَّمَهُ اللهُ عَلَى النَّارِ»؛ کسی که آسانگیر و نرمخو باشد خدا او را بر آتش حرام میکند (آتش او را نمیسوزاند).
وسیلهی هفتم: جود و بخشش است
بدان ای برادر محبوبم که این سخاوت و بخشش است که دلها را اسیر میکند و نفوس را پاک. انس (رضی الله عنه) میگوید: مردی پیش رسول خدا (ص) آمد و از او چیزی خواست، رسول خدا (ص) گوسفندان میان کوه را به او بخشید او به شهرش باز گشت و گفت: اسلام بیاورید براستی محمد (ص) طوری میبخشدکه از تنگدستی نمیترسد. خدا موفقت کند نگاه کن! این سخاوت در قلب این مرد به اذن خدا چه تأثیری داشت، اینطور او را که دشمن اسلام بود متحول کرد به گونهای که برای اسلام دعوت میکرد.
جابر بن عبدالله میگوید: از رسول خدا (ص) هرگز چیزی خواسته نشد که بگوید نه. هدیه دادن از نشانههای سخاوت است، رسول خدا (ص) میفرماید: «تَهَادُوا تَحَابُّوا» یعنی هدیه بدهید تا یکدیگر را دوست بدارید. هدیه درگاهی از درگاههای کسب قلوب و رشد الفت بین دلها است.
وسیلهی هشتم: خوش رفتاری کردن است
در روایتی از مادر مؤمنان عایشه (رض) رسول خدا (ص) میفرماید: «إنَّ اللهَ رفيقٌ يُحِبُّ الرِّفْقَ فِي الأَمْرِ كُلِّه» یعنی خداوند مهربان و خوش رفتار است و مهربانی و خوش رفتاری در همه امور را دوست دارد.
خوش رفتاری بر بسیاری اخلاقها برتری داده شده است و خدا به خوش رفتار و مهربان، خوشنامی در دنیا و پاداش بیکران در آخرت عطا میکند که به غیر این صفت نمیدهد. رسول خدا (ص) میفرماید: «يَا عَائِشَةَ، إِنَّ اللَّهَ رَفِيقٌ يُحِبُّ الرِّفْقَ، وَيُعْطِي عَلَى الرِّفْقِ مَا لَا يُعْطِي عَلَى الْعُنْفِ، وَمَا لَا يُعْطِي عَلَى مَا سِوَاهُ»؛ عائشه! خداوند مهربان است و مهربانی را دوست دارد و به مهربان چیزهایی میدهد که به سنگدل و سختگیر نمیدهد و به غیر از مهربان نمیدهد.
از جاهایی که حتماً باید با مهربانی عمل شود جایی است که جاهلی اشتباهی میکند و شما میخواهید او را راهنمایی کنید. به این روش برای اصلاح اشخاص وقتی اشتباه میکنند نگاه کن که پر است از مهربانی و رحمت:
معاویه بن حکم سلمی میگوید پشت سر رسول خدا (ص) نماز میخواندم مردی عطسه کرد گفتم: یرحمک الله و همه با چشمهایشان به من نگاه کردند، گفتم مادرتان بر شماها گریه و زاری کند! چه شده است که این طوری به من نگاه میکنید؟ و شروع کردند بر سرران خود زدن و میخواستند مرا ساکت کنند، من ساکت شدم وقتی رسول خدا (ص) نمازش را تمام کرد – مادر و پدرم به قربانش – هیچ معلمی را ندیدم نه قبل از او و نه بعد از او که از او بهتر باشد، قسم به خدا نه اذیتم کرد و نه مرا زد و نه چیز بدی گفت و فرمود:ای معاویه این نماز است درست نیست چیزی از کلام انسان وارد آن بشود، و تنها تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن است. گفتم به خدا سوگند، من مردی هستم که تازه از جاهلیت رهایی پیدا کردهام و اسلام آوردهام و در بین ما کسانی هستند که پیش کاهنان میروند، رسول خدا (ص) گفت نروید؛ گفتم و کسانی هم در بین ماست که دیگران را شوم و بد یمن مینامند و رسول خدا (ص) گفت اینها چیزهایی است که در سینهها درست میشود به آن مشغول نشوید. از این نمونهها زیاد است مانند حدیث اعرابی که در مسجد ادرار کرد و برخورد رسول با جوانی که اجازه زنا میخواست و گفت حاضر هستید با نزدیکان خود این عمل انجام بشود واو را قانع کرد.
خلاصه کلام براستی آن کسی متوجه تمام وسائلی باشد که ذکر کردیم همه از دایره اخلاق خارج نمیشوند، ملتزم بودن به این وسایل ملتزم بودن به اخلاق نیک است که رسول خدا (ص) میفرماید:
« أَكْمَلُ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَانًا أَحْسَنُهُمْ خُلُقًا»؛ کاملترین مؤمنان از جهت ایمان کسانی هستند که بهترین اخلاق را اشته باشند.
و سرانجام لازم است بیان کنیم که ملاک همه اخلاقهای نیکو و وسائل نیکو، بسوی خدارفتن است به سوی پروردگار دلها است و رسیدن به محبت او. زیرا ابو هریره حدیثی را روایت میکند که رسول خدا (ص) میفرماید: «إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْدًا نَادَى جِبْرِيلَ: إِنِّي قَدْ أَحْبَبْتُ فُلاَنًا فَأَحِبَّهُ، قَالَ: فَيُنَادِي فِي السَّمَاءِ، ثُمَّ تَنْزِلُ لَهُ الْمَحَبَّةُ فِي أَهْلِ الأَرْضِ وَإِذَا أَبْغَضَ اللَّهُ عَبْدًا نَادَى جِبْرِيلَ: إِنِّي قَدْ أَبْغَضْتُ فُلاَنًا، فَيُنَادِي فِي السَّمَاءِ ثُمَّ تَنْزِلُ لَهُ البَغْضَاءُ فِي الأَرْضِ»؛
وقتی خداوند کسی را دوست بدارد جبرییل را صدا میکند (و میفرماید) خداوند فلان را دوست دارد تو نیز او را دوست بدار! پس جبرییل نیز او را دوست میدارد و جبرییل به اهل آسمان ندا میدهد که خداوند فلان را محبوب خود میداند و شماها نیز او را محبوب خود بدانید، اهل آسمان نیز آنرا محبوب خود میدانند، سپس مقبولیت او در زمین رقم میخورد و مقبول اهل زمین میشود. ابن حجر میفرماید از قبول این است که دلها اورا با محبت قبول کنند و به سمت او تمایل پیدا کنند و از او راضی شوند.
امام مسلم این حدیث را با عبارات بیشتری روایت میکند: هرگاه خداوند عبدی را مورد خشم خود قرار بدهد، جبرییل را صدا میکند و میفرماید من فلان را مورد خشم خود قرار دادهام تو نیز او را مورد خشم خود قرار ده! و جبرییل نیز او را مورد خشم خود قرار میدهد، سپس جبرییل اهل آسمان را ندا میکند خداوند فلان را مورد خشم خود قرار داده شماها هم او را مورد خشم خود قرار بدهید واهل آسمان اور امورد خشم خود قرار میدهند تا در سرزمین مورد خشم قرار میگیرد – العیاذ بالله –
دکتر مازن بن عبدالکریم
ترجمه: عبدالواحد توفیقی
چگونه دل معلمان را به دست بياوريم؟
واضح آرشیو وب فارسی:قدس: چگونه دل معلمان را به دست بياوريم؟
امروز هم كمي شيطنت بچه هاي صفحه بادبادك گل كرده و قرار است اسرار مربوط به يك هنر پيچيده و قديمي را برملا سازيم. از آنجا كه سال جديد تحصيلي بتازگي شروع شده و همه شما هم بي دريغ به دنبال كسب رتبه ها و نمره هاي بهتر در مدرسه هستيد ما هم كلي در اين زمينه تحقيق كرديم تا مقاله اين هفته را به طور اختصاصي براي طرفداران صفحه بادبادك آماده كنيم. آيا تا كنون به اين نكته انديشيده ايد كه چرا بعضي از شاگردها نزد معلمان محبوبتر هستند؟ و جالب اينجاست كه معمولاً اين افراد در درس و نمراتشان هم موفق ترند، گرچه عموماً اين موفقيت به قيمت محبوبيت بين بچه ها تمام مي شود، اما باز هم مزاياي اين سمت آن قدر جذاب است كه مي توان از يكي دو تا نيش و كنايه بچه ها گذشت. پس خوب حواستان را جمع كنيد تا ببينيد كه...
گام اول: زياد حرف بزنيد. البته نه با شاگرد بغل دستي يا پشت سري، بلكه با معلمتان. به عبارت ديگر در موضوعات كلاس مشاركت كنيد. البته دقت داشته باشيد كه مشاركت شما موافق نظر استاد باشد. معلمان عاشق شاگردان علاقه مند هستند. پس هميشه اولين كسي باشيد كه براي پاسخ سؤال دست بلند مي كنيد و اولين كسي باشيد بعد از كلاس براي پرسيدن سؤال به سراغ معلم مي رويد. خلاصه آنكه خودتان را خوب به استاد نشان دهيد و كاري كنيد او شما را كامل بشناسد.
گام دوم: صميمي شويد. وقتي معلم شما را خوب شناخت مي توانيد يك قدم نزديكتر شويد. از او بپرسيد استقلالي است يا پرسپوليسي؟ در ارتباط با تجربيات شخصي اش جويا شويد و با دقت به حرفهايش گوش و اجازه بدهيد او در زندگي شما تاثيرگذار باشد.
گام سوم: هميشه مشقها و تحقيقات خودتان را به موقع و حتي زودتر تحويل دهيد. يك شاگرد خوب كه مورد توجه استاد است بايد به او بهانه اي براي تحسين بدهد و بهترين كار همين است كه تكاليف را به موقع انجام دهيد. حتي بعضي وقتها پا را يك قدم فراتر گذاشته و كارها و تحقيقاتي انجام دهيد كه به شما تكليف نشده است و باز از آن بهتر اينكه در مراحل تهيه پروژه هاي تحقيقاتي براي دريافت كمك و راهنمايي مدام به استاد خودتان مراجعه نماييد. اين ديگر آخر پاچه خواري و مرحله پيشرفته فن دلستاني از استاد است.
گام چهارم: قبل از كلاس خودتان را آماده كنيد. هميشه قبل از ورود به كلاس اطلاعات زمينه درباره مطلب درسي آن روز كسب كنيد تا هنگام تدريس استاد بتوانيد سؤالهاي هوشمندانه بپرسيد و اظهار نظرهاي شگفت انگيز بكنيد. واي هنگام اين كارها ديدن چهره باقي بچه هاي كلاس هم ديدن دارد.
گام پنجم: براي انجام پروژه هاي مختلف در كلاس داوطلب شويد. بهترين احساسي كه يك معلم مي تواند نسبت به دانش آموز خود داشته باشد اين است كه مي تواند به او اعتماد كرده و روي او حساب كند. اين خيلي به مثبت شدن رابطه ميان شما و معلمان كمك مي كند.
گام ششم: هنگام امتحان سعي كنيد پاسخهايتان را بر اساس حرفهاي استادتان بر سر كلاس تنظيم كنيد. اين طوري او نيز مي فهمد كه شما در كلاس به درس او توجه مي كرده ايد. سعي كنيد از كلمات قصار استادتان و يا كلمات كليدي حتما در پاسخهاي خودتان استفاده كنيد.
سه شنبه 16 مهر 1387

